قرائت دفتر ۲ بخش ۲۶ - فرمودن والی آن مرد را کی این خاربن را کی نشانده‌ای بر سر راه بر کن بیت ۱۳۵۹

M2:1359 — جان و عقل من فدای بحر باد / خونبهای عقل و جان این بحر داد

جان و عقل من فدای بحر بادخونبهای عقل و جان این بحر داد
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M2:1359

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی

شرح

جلسهٔ 01 — [00:13:51] مولانا و دریای معنا: عقل و جان من فدای بحر باد


جلسهٔ 01 — [00:13:51] مولانا و دریای معنا: عقل و جان من فدای بحر باد

بط یعنی مرغابی. ببینید میگه من جانم، عقلم، جسمم، روحم، همه قربان دریا باد. این چه دریایی‌ست که مولوی خودش رو فدای او می‌کند؟ این دریاشناس این‌چنین خود رو در پای این دریا قربانی می‌کند.


جلسهٔ 19 — [00:10:45] علت عاشق از علت‌ها جداست

می‌گه من نمی‌تونم با ذکر بحر و اسم دریا و وصف آب شکیبا باشم. من باید در آب بپرم. و «خون‌بهای عقل و جان این بحر داد». حتی اگر در این بحر غرقه بشوم، هلاک بشوم، ولی دریا خون‌بهای من است. یعنی می‌پردازد بهای خون من را. خب اون دریا هم دریای عشق است.

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.