قرائت دفتر ۲ بخش ۳۹ - رنجانیدن امیری خفته‌ای را کی مار در دهانش رفته بود بیت ۱۸۸۹

M2:1889 — هر زمان می‌گفت او نفرین نو / اوش می‌زد کاندرین صحرا بدو

هر زمان می‌گفت او نفرین نواوش می‌زد کاندرین صحرا بدو
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M2:1889

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.