قرائت› دفتر ۲› بخش ۵۷ - حمله بردن سگ بر کور گدا› بیت ۲۳۵۹
M2:2359 — کای امیر صید و ای شیر شکار / دست دست تست دست از من بدار
M2:2359
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
مرد نابینا از روی ترس و برای آرام کردن سگ، او را با القاب بزرگ و احترامآمیز خطاب میکند و از او میخواهد که به او آسیبی نرساند.
این بیت بخشی از داستان حملهٔ سگی به یک گدای نابیناست. مرد کور که در برابر پارس و حملهٔ سگ، درمانده و وحشتزده شده، به جای مقابله، راه دیگری را برمیگزیند: تعظیم و تملق. او سگ را با عناوینی چون «امیر صید» و «شیر شکار» خطاب میکند، یعنی او را به جایگاه یک حیوان شکاری اصیل و قدرتمند بالا میبرد، در حالی که آن سگ فقط یک سگ ولگرد در کوچه است.
این ستایش اغراقآمیز، یک واکنش روانی از روی اضطرار است. مرد نابینا میداند که قدرت در دست سگ است («دست دست تست») و تنها راه نجات خود را در این میبیند که با زبانی نرم و ستایشآمیز، خشم حیوان را فروبنشاند و از او بخواهد که «دست از او بردارد».
مولانا این داستان را به عنوان تمثیلی برای یک اصل کلیتر بیان میکند: گاهی در برابر یک نیروی متجاوز و بیمنطق، بهترین راه، نه ستیز، بلکه مدارا و حتی تملق از روی ضرورت است. همانطور که در بیت بعدی اشاره میکند، حکیمی از سر ناچاری برای دم درازگوش تعظیم کرد. این داستان در واقع دربارهٔ انعطافپذیری و حکمت عملی در شرایط دشوار است، جایی که حفظ جان بر حفظ غرور اولویت دارد.
- کای
- مخفف «که ای»، حرف ندا برای خطاب قرار دادن
- امیر صید
- فرمانروای شکار، سردار شکارچیان
- دست دست تست
- کنایه از اینکه قدرت و اختیار در دست توست، تو مسلط هستی
- دست بدار
- دست بردار، رها کن، آزار مرسان
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.