قرائت› دفتر ۲› بخش ۵۷ - حمله بردن سگ بر کور گدا› بیت ۲۳۶۱
M2:2361 — گفت او هم از ضرورت کای اسد / از چو من لاغر شکارت چه رسد
M2:2361
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
مرد نابینا برای رهایی از خطر، سگ را «شیر» خطاب میکند و با ناچیز و لاغر خواندنِ خود، تلاش میکند او را از حمله منصرف کند.
این بیت بخشی از داستان حملهٔ سگی در کوچهای به یک گدای نابیناست. مرد نابینا که از ترس و درماندگی به ستوه آمده، برای نجات جان خود به تملق و چاپلوسی روی میآورد. او با زبانی عاجزانه، سگ را «اسد» (شیر) میخواند تا غرور او را ارضا کند.
این ترفندی روانی است. او از یک سو سگ را با صفتی بزرگ و قدرتمند ستایش میکند و از سوی دیگر، خود را شکاری «لاغر» و بیارزش معرفی میکند. منطق او این است که شکار کردن موجودی ضعیف و بیمقدار، در شأن شکارچی بزرگی چون تو نیست. مولانا در اینجا نشان میدهد که چگونه «ضرورت» و فشار شرایط میتواند انسان را وادار به رفتاری کند که در حالت عادی انجام نمیدهد؛ همانطور که در بیت قبل به حکیمی اشاره کرد که از سر ناچاری، دم خر را تعظیم کرد.
- ضرورت
- ناچاری، اضطرار، نیاز شدید
- کای
- مخفف «که ای»
- اسد
- شیر (در اینجا برای تملق به سگ به کار رفته است)
- چه رسد
- چه چیزی به تو میرسد، چه نصیبت میشود
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.