قرائت› دفتر ۲› بخش ۵۷ - حمله بردن سگ بر کور گدا› بیت ۲۳۶۸
M2:2368 — کور نشناسد نه از بی چشمی است / بلک این زانست کز جهلست مست
M2:2368
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
کوری و نابینایی حقیقی، نقص عضو و نداشتن چشم ظاهری نیست، بلکه مستی حاصل از جهل و غفلت است که مانع شناخت و بصیرت باطنی میشود.
مولانا در ابیات پیشین، از سگ تعلیمدیده و سگ اصحاب کهف مثال میآورد که به واسطهی «دانایی» و «معرفت»، به مقامی والا میرسند و صاحب خود را میشناسند. سپس با شگفتی میپرسد که این «نور شناسایی» چیست؟
این بیت، نقطهی مقابل آن تصویر است. مولانا میگوید اگر انسان نابینایی را میبینیم که قادر به شناخت نیست، مشکل اصلی او فقدان چشم فیزیکیاش نیست. کوری واقعی و خطرناکتر، مستی حاصل از جهل است. این «مستی» حالتی از غفلت و بیخبری عمیق است که فرد را از درک حقایق معنوی و شناخت پروردگار باز میدارد.
بنابراین، مولانا بین دو نوع کوری تمایز قائل میشود: کوری ظاهری که یک نقص جسمی است، و کوری باطنی که ناشی از جهل است و روح انسان را از دیدن حقیقت محروم میکند. از نظر او، دومی بسیار مهلکتر است، زیرا حیوانات و حتی جمادات (همانطور که در ابیات بعدی به زمین اشاره میکند) از این نوع بصیرت باطنی بهرهمندند، اما انسانِ «مست از جهل»، از آن بینصیب است.
- زانست
- مخفف «از آن است»؛ به آن دلیل است
- کز
- مخفف «که از»
- جهلست مست
- از نادانی مست است، در جهل و غفلت غرق شده است
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.