قرائت› دفتر ۲› بخش ۵۷ - حمله بردن سگ بر کور گدا› بیت ۲۳۷۸
M2:2378 — تا نگوید دزد او را کان منم / کز تو دزدیدم که دزد پر فنم
M2:2378
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
دزد با خیال راحت در کنار فرد نابینا میایستد، زیرا میداند تا خودش اعتراف نکند، قربانی هرگز او را نخواهد شناخت.
این بیت بخشی از تمثیل مولوی دربارهٔ روح انسان و نفس اماره (یا شیطان) است. در این داستان، مردی نابینا مورد سرقت قرار میگیرد و فریاد میزند. دزد، با اطمینان از اینکه قربانیاش او را نمیبیند، میتواند همانجا بایستد و حتی به نالههای او گوش دهد. او هرگز شناسایی نخواهد شد مگر آنکه خودش به دزدی اعتراف کند.
مولوی از این تصویر استفاده میکند تا وضعیت انسان «کوردل» را شرح دهد. نفس یا شیطان، همچون آن دزد ماهر، گرانبهاترین دارایی ما یعنی بصیرت معنوی و حکمت را میرباید. اما چون ما از نظر روحانی نابینا هستیم، متوجه حضور این دزد درونی نمیشویم و نمیتوانیم او را بشناسیم. این دزد در وجود ما پنهان است و تا زمانی که به کمک «اهل دل» (انسان کامل) چشم بصیرت پیدا نکنیم، هرگز او را نخواهیم شناخت و نمیتوانیم کالای ربودهشدهٔ خود را پس بگیریم.
- پر فن
- بسیار ماهر، حیلهگر، کارکشته
- کز
- مخفف «که از»
- کان
- مخفف «که آن»
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.