قرائت› دفتر ۲› بخش ۱۹ - مثل› بیت ۷۷۲
M2:772 — گر بدیدی کارگاه لایزال / دست و پایش خشک گشتی ز احتیال
M2:772
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
اگر فرعون به کارگاه ازلی تقدیر الهی آگاهی داشت، از بیهودگی تلاشهایش برای تغییر سرنوشت، دست از هرگونه حیله و تدبیر برمیداشت و فلج میشد.
این بیت در ادامهٔ داستان فرعون و تلاش مذبوحانهٔ او برای جلوگیری از تولد حضرت موسی (ع) آمده است. مولانا فرعون را نماد انسانی میداند که با تکیه بر قدرت و تدبیر خود، میخواهد با تقدیر الهی (قضا و قدر) بجنگد. او هزاران نوزاد بیگناه را میکشد تا از ظهور دشمنش جلوگیری کند، غافل از اینکه همان دشمن، یعنی موسی، در خانهٔ خود او در حال پرورش است.
«کارگاه لایزال» استعارهای است از عالم غیب و عرصهٔ آفرینش و تقدیر خداوند که از چشم ظاهر پنهان است. به باور مولانا، اگر انسان به این حقیقت دست مییافت که همهٔ امور در کارگاه ازلی الهی رقم میخورد و تدبیر او بر همهٔ تدبیرها غالب است، دیگر برای تغییر آن به «احتیال» یا چارهاندیشیهای مکرآمیز و بیهوده دست نمیزد. مشاهدهٔ این حقیقت، انسان را به مقام تسلیم میرساند و دست و پای او را از تقلای بیثمر «خشک» یا فلج میکند. این فلج شدن، نه به معنای ضعف، بلکه به معنای رهایی از اضطراب و سپردن کار به کاردان حقیقی است.
- لایزال
- ازلی، ابدی، بیزوال، همیشگی
- خشک گشتی
- خشک میشد، از کار میافتاد، فلج میشد
- احتیال
- حیلهگری، چارهاندیشی، تدبیر کردن
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.