قرائت› دفتر ۳› بخش ۱۰۲ - دعا و شفاعت دقوقی در خلاص کشتی› بیت ۲۲۱۵
M3:2215 — ما ز آز و حرص خود را سوختیم / وین دعا را هم ز تو آموختیم
M3:2215
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این بیت، بخشی از دعای دقوقی است که به نمایندگی از انسانها میگوید: ما با حرص و طمعورزی به خودمان آسیب زدهایم، و این توانایی و توفیقِ دعا کردن و بازگشت به سوی تو نیز، خود هدیه و آموزهای از جانب توست.
این بیت در میانهٔ مناجات عارفانهٔ دقوقی برای نجات کشتینشینان قرار دارد. او پس از ستایش بخشندگی بیمنت خداوند، به نمایندگی از کل بشریت، به دو حقیقت اساسی اعتراف میکند:
-
ریشهٔ رنج انسان: «ما ز آز و حرص خود را سوختیم». مولانا ریشهٔ اصلی تباهی و عذاب انسان را نه در عوامل بیرونی، بلکه در نفسِ حریص و طمعکار خود او میداند. این «سوختن» هم به معنای عذاب اخروی است و هم رنج و اضطرابی که انسان در همین دنیا به خاطر زیادهخواهی تحمل میکند. این یک خودشناسی دردناک اما ضروری است: ما قربانی امیال سیریناپذیر خود هستیم.
-
منشأ فیض الهی: «وین دعا را هم ز تو آموختیم». این مصراع، نکتهای بسیار کلیدی در عرفان مولوی است. حتی عملِ «دعا کردن» که به ظاهر فعلِ بنده است، در حقیقت، موهبتی از سوی خداست. این خداوند است که نیاز را در دل بنده میاندازد، کلمات را بر زبانش جاری میکند و او را به سوی خود میخواند. این نگاه، انسان را از غرورِ عبادت تهی میکند. دعا نه هنرِ ما، که لطفِ اوست. گویی خداوند هم درد را (که نتیجهٔ حرص ماست) میشناساند و هم درمان را (که دعا و بازگشت به اوست) خود به ما میآموزد. این بیت، اوج فروتنی و درک توحیدی در مناجات است.
- آز
- طمع، حرص، زیادهخواهی
- سوختیم
- خود را به رنج و هلاکت انداختیم، نابود کردیم
- وین
- و این (شکل کهن)
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.