قرائت› دفتر ۳› بخش ۱۰۲ - دعا و شفاعت دقوقی در خلاص کشتی› بیت ۲۲۵۴
M3:2254 — آبِ گِل خواهد که در دریا رود / گِل گرفته پای آب و میکشد
M3:2254
شرحِ سروش — برگرفته از درسگفتارهای ضبطشدهٔ مثنوی او
شرح
جلسهٔ 29 — [01:30:00] پرسش و پاسخ درباره صلح درونی
ج: بله همین. تضاد درونی نداشته باشه. البته این یه بحث خیلی ظریفیه چون تضاد درونی در یک صورتهاییست سودمنده، یعنی موجب دینامیزم میشود به اصطلاح، تحرکی و تکاپویی میبخشد به آدمی. ولی از یه طرف هم میتواند عایق راه آدمی باشه. تضاد درونی یعنی اینکه شخص تکلیفش با خودش روشن نباشه، با جهان بیرون روشن نباشه، با دوستانش روشن نباشه، یه جایی تمکین و استقراری حاصل نکرده باشه و انواع اندیشههای متضاد، خواهشهای و خواستههای متضاد جان او رو پر کرده باشند. چنین چیزی موجب کمال نمیشه بلکه مانع کمال میشه و بعد موجب کجبینی هم میشه. مولوی یه مثال خوبی که همیشه داره اینه، میگه:
آب صافی روان میشه میره به طرف دریا چون مبدأش اونجاست، مقصدش هم اونجاست. اما آب آمیخته به گل، در واقع روح آمیخته به بدن است که روح مثل آب زلال و صافیست و بدن که خاک است و گل است. این:
به زبانِ تو — AI
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.