قرائت دفتر ۳ بخش ۱۵۰ - دیدن خواجه غلام خود را سپید و ناشناختن کی اوست و گفتن کی غلام مرا تو کشته‌ای خونت گرفت و خدا ترا به دست من انداخت بیت ۳۱۸۶

M3:3186 — گفت اسرار ترا با آن غلام / جمله وا گویم یکایک من تمام

گفت اسرار ترا با آن غلامجمله وا گویم یکایک من تمام
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M3:3186

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.