قرائت› دفتر ۳› بخش ۱۸۷ - جواب گفتن عاشق عاذلان را و تهدیدکنندگان را› بیت ۳۹۰۵
M3:3905 — پس عدم گردم عدم چون ارغنون / گویدم که انا الیه راجعون
M3:3905
شرحِ سروش — برگرفته از درسگفتارهای ضبطشدهٔ مثنوی او
شرح
جلسهٔ 33 — [00:37:06] خیال متصل و منفصل و مراتب هستی
بعد میگوید که من از بشریت که رفتم، تبدیل به ملک میشم و متعلق به عالم خیال، خیال منفصل، بعد ولی هنوز باید بپرم. از ملک هم بایدم جستن ز جو. بعد از ملک قربان شوم، آنچه اندر وهم ناید آن شوم، پس عدم گردم. میرسم به جهان نیستی. این جهان نیستی یا جهان خلأ یا جهان هیچ، همونطوری که در بودیسم هست، این جهان بیصورتیست در واقع. از نظر شهاب سهروردی همون جهان انوار قاهره یا عقول قاهره است یا قواهر اعلا در اصطلاحات او یا در اصطلاح فلاسفه دیگه همون مفارقات محضه و صور جبروتیه و امثال اینها. نامهای مختلف دارند. ولی همهشون متعلق به عالم بیصورتاند.
میگه اونجاست که عدم یک موسیقی مینوازد، مثل ارغنون به من میگه که حالا داری میرسی. اون نغمه انا الیه راجعون رو سر میدهد. میگه اینجا اون نهایت رجوع است و آغاز وصال است.
جلسهٔ 33 — [00:37:06] خیال متصل و منفصل و مراتب هستی
میگه اونجاست که عدم یک موسیقی مینوازد، مثل ارغنون به من میگه که حالا داری میرسی. اون نغمه انا الیه راجعون رو سر میدهد. میگه اینجا اون نهایت رجوع است و آغاز وصال است.
به زبانِ تو — AI
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.