قرائت› دفتر ۳› بخش ۱۹۷ - جواب گفتن مهمان ایشان را و مثل آوردن بدفع کردن حارس کشت به بانگ دف از کشت شتری را کی کوس محمودی بر پشت او زدندی› بیت ۴۱۰۰
M3:4100 — من چو اسماعیلیانم بیحذر / بل چو اسمعیل آزادم ز سر
M3:4100
شرحِ سروش — برگرفته از درسگفتارهای ضبطشدهٔ مثنوی او
شرح
جلسهٔ 03 — [00:44:10] ابن اخی ترک: حسامالدین چلبی و طایفه اخیان
ابراهیم خلیل و خودشون هم دائماً اصلاً میگفت، میگفت من مثل اسماعیلم.
به زبانِ تو — AI
من نه تنها مانند پیروان اسماعیل از خطر نمیترسم، بلکه همچون خود اسماعیل آمادهام که در راه حق، جانم را فدا کنم.
مولانا در ادامهٔ تمثیل شتر و طبلک، حال معنوی خود را بیان میکند. او میگوید تهدیدهای دنیوی برای من مانند آن طبلک کوچک برای شتری است که به غرش کوس سلطانی عادت کرده است. من در راه عشق الهی، از هیچ چیز، حتی مرگ، هراسی ندارم.
او خود را به دو صورت به داستان حضرت اسماعیل تشبیه میکند. نخست میگوید من همچون «اسماعیلیان» (پیروان اسماعیل) هستم که بیمحابا و بیپروا بودند. سپس از این هم فراتر میرود و میگوید: «بلکه» من همچون خودِ «اسماعیل» هستم که در برابر فرمان الهی، با رضا و تسلیم کامل، سر خود را برای قربانی شدن نهاد و از جان آزاد شد. این اشاره به اوج مقام تسلیم و فنا در برابر ارادهٔ معشوق ازلی است؛ مقامی که در آن، عاشق از گرانبهاترین دارایی خود یعنی «سر» و زندگی، به آسانی میگذرد.
- اسماعیلیان
- در اینجا به معنای پیروان اسماعیل؛ کسانی که مانند او شجاع و تسلیم امر حق هستند.
- بیحذر
- بدون ترس، بیباک، بیپروا.
- بل
- بلکه.
- آزادم ز سر
- کنایه از آمادگی برای فدا کردن جان؛ از سر خود گذشتهام.
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.