قرائت دفتر ۳ بخش ۲۲۳ - داد خواستن پشه از باد به حضرت سلیمان علیه السلام بیت ۴۶۲۶

M3:4626 — داد ده ما را که بس زاریم ما / بی‌نصیب از باغ و گلزاریم ما

داد ده ما را که بس زاریم مابی‌نصیب از باغ و گلزاریم ما
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M3:4626

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی

شرح

جلسهٔ 19 — [00:34:00] شمس جان، بی‌نظیر در ذهن و خارج

«اندر این محضر خردها شد ز دست / چون قلم اینجا رسید و سر شکست». مثال‌های متعددی زده که چگونه درآمدن یکی موجب بیرون رفتن دیگری‌ست. او از در بیاد، این از پنجره باید بره بیرون. و باز اون داستان خیلی زیبا در دفتر سوم که «پشه آمد از حدیقه و از گیاه / از سلیمان نبی شد دادخواه». پشه نزد سلیمان از باد شکایت برد که «ای سلیمان معدلت می‌پروری / بر شیاطین و آدمی‌زاد و پری / داد ده ما را که بس زاریم ما / بی‌نصیب از باغ و گلزاریم ما».

رفت به شکایت از باد و گفت که باد اجازه نمی‌ده ما یک جا بایستیم. من هر جا که ایستادم، این باد می‌وزه، منو پرتاب می‌کنه به سوی دیگر. خب، خداوند هم تو رو، باد رو در تسخیر تو قرار داده. یه کاری بکن. سلیمان گفت خداوندی که به من داوری رو یاد داده، به من گفته که هیچ وقت قضاوت نکن مگر اینکه خصمین رو، دو طرف شاکی و متهم رو حاضر کنی و سخنانشون رو بشنوی. بعد فرمان داد که ای باد بیا. همین که آمد، «پشه بگرفت آن زمان راه گریز». پشه عقب‌عقب رفت. و سلیمان گفت: «ای پشه کجا؟ باش تا بر هر دو من راز، یارم قضا». گفت: «ای شه، داد من از بود اوست». گفت اصلاً وجود او مزاحم منه. تو می‌گی دوتایی‌تون کنار هم وایسین تا من قضاوت کنم؟ همین داستان رو می‌گه. بعد می‌گه:

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.