قرائت دفتر ۳ بخش ۲۲۶ - با خویش آمدن عاشق بیهوش و روی آوردن به ثنا و شکر معشوق بیت ۴۷۲۸

M3:4728 — سخت مست و بی‌خود و آشفته‌ای / دوش ای جان بر چه پهلو خفته‌ای

سخت مست و بی‌خود و آشفته‌ایدوش ای جان بر چه پهلو خفته‌ای
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M3:4728

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی

شرح

جلسهٔ 09 — [00:50:46] راز هستی: شنیدن به جای گفتن

هشدار می‌ده، اخطار می‌کنه، می‌گوید که حواست باشه مثل یه اشتری که رفتی روی نردبان، بالای بام که همه تو رو می‌بینن، در حالت مستی قرار داری. به خودش داره می‌گه. در حالت مستی قرار داری. مواظب باش که دهانت رو نگشایی، رازی رو فاش نکنی.

امروز از کدوم دنده بلند شدی؟ دیشب بر چه پهلویی خفته بودی؟ می‌بینمت که مستی، بی‌خودی، آشفته‌ای، عاشواری و بند زبان نداری. این هشدارها رو به خودش می‌ده و همین‌طور پیش می‌ره، اون وقت اونجا می‌گه، می‌گه:

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.