قرائت› دفتر ۴› بخش ۵۲ - قصهٔ رستن خروب در گوشهٔ مسجد اقصی و غمگین شدن سلیمان علیهالسلام از آن چون به سخن آمد با او و خاصیت و نام خود بگفت› بیت ۱۴۲۰
M4:1420 — ابلهاناند آن زنان دست بر / از کف ابله وز رخ یوسف نذر
M4:1420
شرحِ سروش — برگرفته از درسگفتارهای ضبطشدهٔ مثنوی او
شرح
جلسهٔ 25 — [01:02:02] ابلهی زنان دستبر و قربانی کردن عقل
عقل بعد مثالی که من ابتدا براتون زدم، مولانا در اینجا میاره:
میگه اون زنانی که در جمال یوسف مفتون ماندن، ابله اونان، حیرانها همونان. منظور من اونه. ابلهی که در کلام پیامبر اومده اونه. یادتونه دیگه داستان در سورهٔ یوسف هست که زن امیر به اصطلاح عاشق یوسف شده بود. همون که در داستانها نام زلیخا گرفته. در قرآن که این نام نیامده. بعد زنان شهر، امرأت العزیز رو، یعنی زن عزیز رو ملامت کردن. گفتن که این عاشق غلام خودش شده. چون یوسف یه بردهای بود دیگه. از چاه آوردنش، آوردن فروختنش و غلامی بود در دربار پادشاه. پادشاه هم که میگیم نه پادشاه کل مصر، یه امیری بود، امیرنشینی.
به زبانِ تو — AI
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.