قرائت دفتر ۴ بخش ۵۲ - قصهٔ رستن خروب در گوشهٔ مسجد اقصی و غمگین شدن سلیمان علیه‌السلام از آن چون به سخن آمد با او و خاصیت و نام خود بگفت بیت ۱۴۲۱

M4:1421 — عقل را قربان کن اندر عشق دوست / عقلها باری از آن سویست کوست

عقل را قربان کن اندر عشق دوستعقلها باری از آن سویست کوست
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M4:1421

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی

شرح

جلسهٔ 25 — [01:02:02] ابلهی زنان دست‌بر و قربانی کردن عقل

خب پایین‌تر میاد، مسئلهٔ پیروی رو داره می‌گه.


جلسهٔ 25 — [01:07:50] جمع‌بندی بحث حیرت و علم در دست ناکس

ما وقتمون هم منقضی شده متأسفانه. شما چند لحظهٔ دیگه اجازه بدید تا من این بحث رو به پایان ببرم یا دست‌کم نزدیک به پایان برسیم. ببینید در اینجا من این ابیات رو که به تفصیل خواندم و تقابلی که مولوی میاره میان زیرکی و حیرانی و عشق و قربان کردن عقل و تیغ ندادن به دست بدگهر و ناکس و نادان، اینا رو که همه رو دیدیم و آزمودیم، چند تا مطلب از توش میاد بیرون. یکی اینکه یه جاهایی هست که آدم نمی‌تونه پیشرو باشه، باید پسرو باشه. یه جاهایی هست که عقل کار نمی‌کنه. عقل رو باید رها کرد، به جاش باید حیرت رو نشاند. یه جاهایی هست که بزرگترین هدیه و تحفه‌ای که شما به دربار و به درگاه معشوق می‌بری، عقلتونه. عقل رو قربان می‌کنید در اونجا به تعبیر مولانا.

و امثال این‌ها. بعد یک تخفیفی هم داد مولوی این پایین که اومد، یک کمی لحن کلام عوض شد. گفت خب اینکه من می‌گم علم خوب نیست، برای آدم‌های بدگهره، برای آدم‌های ناکسه. این هر دو تعبیر رو.

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.