قرائت دفتر ۴ بخش ۵۳ - بیان آنک حصول علم و مال و جاه بدگوهران را فضیحت اوست و چون شمشیریست کی افتادست به دست راه‌زن بیت ۱۴۳۳

M4:1433 — بَدگُهَر را عِلم و فَن آموختَن / دادنِ تیغی به دَستِ راه‌زَن

بَدگُهَر را عِلم و فَن آموختَندادنِ تیغی به دَستِ راه‌زَن
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M4:1433

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی

شرح

جلسهٔ 25 — [01:02:02] ابلهی زنان دست‌بر و قربانی کردن عقل


جلسهٔ 25 — [01:07:50] جمع‌بندی بحث حیرت و علم در دست ناکس

و امثال این‌ها. بعد یک تخفیفی هم داد مولوی این پایین که اومد، یک کمی لحن کلام عوض شد. گفت خب اینکه من می‌گم علم خوب نیست، برای آدم‌های بدگهره، برای آدم‌های ناکسه. این هر دو تعبیر رو.


جلسهٔ 35 — [00:46:59] تفاوت حسد با غبطه و غیرت

بعد:

دادن تیغ است دست راه‌زن. اینجا بود که کلمهٔ غیرت رو به کار می‌بردند. و می‌گفتند که آدمی باید غیور باشه نسبت به نعمتی، نسبت به گوهری، جواهری که در اختیار داره، این رو به هر کسی نده. باید غیرت بورزه. گفتن که کسی خواب دیده بود، این از خواب‌های مشهوری‌ست که وقتی در باب رؤیا می‌نویسند، این رو معمولاً ذکر می‌کنن، غزالی، دیگران همه. که کسی در خواب دیده بود که داره جواهری به گردن خوک آویزون می‌کنه. و فردا رفت پیش یک معبر خواب و خوابش رو گفت، او هم بهش گفت که تعبیر این خواب این است که شما داری علم رو به نااهل یاد می‌دی. جواهر رو به گردن خوک آویزان می‌کنی. یعنی چیزی رو در جای نامناسب خودش می‌نشانی. یه گردنبند طلا رو به گردن خوک نمی‌آویزند.

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.