قرائت› دفتر ۴› بخش ۵۶ - در تفسیر این حدیث مصطفی علیهالسلام کی ان الله تعالی خلق الملائکة و رکب فیهم العقل و خلق البهائم و رکب فیها الشهوة و خلق بنی آدم و رکب فیهم العقل و الشهوة فمن غلب عقله شهوته فهو اعلی من الملائکة و من غلب شهوته عقله فهو ادنی من البهائم› بیت ۱۵۱۵
M4:1515 — این همه علم بنای آخورست / که عماد بود گاو و اشترست
M4:1515
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این همه دانشهای دنیوی که نام برده شد، فقط برای آباد کردن اصطبل و تأمین نیازهای حیوانی و جسمانی انسان است، همانطور که گاو و شتر به آخورشان متکی هستند.
مولانا در این بخش از مثنوی، حدیثی را شرح میدهد که انسان را ترکیبی از عقل فرشتگان و شهوت حیوانات میداند. او استدلال میکند که بسیاری از علوم و فنون بشری، با همهی پیچیدگی و ظرافتشان، در نهایت فقط در خدمت جنبهی حیوانی و جسمانی وجود انسان هستند و او را به سوی تعالی معنوی رهنمون نمیشوند.
در ابیات پیشین، مولانا از هنرهایی چون زربافی و علومی مانند هندسه، نجوم، طب و فلسفه نام میبرد و آنها را دانشهایی معرفی میکند که به «همین دنیا» تعلق دارند و راهی به آسمان هفتم نمیگشایند. این بیت نتیجهگیری کوبندهی اوست. او تمام این علوم را به «بنای آخور» تشبیه میکند. آخور، جایی است که به حیوانات چهارپا (در اینجا گاو و شتر) غذا میدهند. همانطور که تمام همّ و غم یک حیوان، آخور و علوفهی آن است، دانشهایی که صرفاً به رفاه مادی و بقای جسم میپردازند نیز در حکم ساختن و آباد کردن «آخور» برای بُعد حیوانی انسان هستند.
واژهی «عماد» به معنای ستون و تکیهگاه، این نکته را برجسته میکند که این علوم، پایهی زندگی حیوانی و جسمانی ما هستند، اما برای روح و حقیقت انسان، تکیهگاهی محسوب نمیشوند. از دیدگاه مولانا، علمی ارزشمند است که «علم راه حق» باشد و انسان را به شناخت خود و منزلگاه ابدیاش برساند، نه دانشی که او را در سطح نیازهای یک «حیوان لطیف» نگه دارد.
- آخور
- جای علوفه و خوراک چهارپایان، اصطبل
- عماد
- ستون، تکیهگاه، آنچه چیزی به آن استوار است
- اشتر
- شتر
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.