قرائت› دفتر ۴› بخش ۱۰۳ - قصهٔ باز پادشاه و کمپیر زن› بیت ۲۶۳۳
M4:2633 — آب تتماجش نگیرد طبع باز / زال بترنجد شود خشمش دراز
M4:2633
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
طبیعتِ باز (پرندهٔ شکاری) غذای نامناسبی را که پیرزن برایش آماده کرده نمیپذیرد و این کار باعث رنجش و خشم شدید پیرزن میشود.
این بیت بخش مهمی از حکایت تمثیلی «باز پادشاه و پیرزن» است. در این داستان، باز نماد روح بلند و عارف است که از عالم بالا و از نزد شاه (خداوند) آمده است. پیرزن نماد دنیا، نفس اماره، یا افراد جاهلی است که با معیارهای مادی و پست خود میخواهند این روح بلند را «تربیت» کنند.
پیرزن از روی نادانی و محبت بیجا، چنگالها و منقار باز را که ابزار اصلی شکار و بقای اوست، میچیند و به او «تتماج» (نوعی آش رشته) میدهد. این غذا برای طبیعت یک پرندهٔ شکاری کاملاً بیگانه و نامناسب است. بیت به این نکته اشاره میکند که طبع و سرشت اصیل باز، این غذای پست را نمیپذیرد. این امتناع، نماد مقاومت روح در برابر لذتها و وابستگیهای دنیوی است که با فطرت اصلی او سازگار نیست.
واکنش پیرزن، خشم و غضب است. او نمیفهمد که مشکل از غذای نامناسب اوست، بلکه این امتناعِ باز را نوعی سرکشی و ناسپاسی تلقی میکند. این خشم نشاندهندهٔ جهل دنیا و اهل آن است که وقتی روحهای آزاده تسلیم معیارهای پست آنها نمیشوند، با آنان دشمنی میورزند و آزارشان میدهند. مولانا نشان میدهد که محبت جاهلانه، بدتر از دشمنی آگاهانه است و میتواند به نابودی کامل منجر شود، همانطور که در بیت بعدی، پیرزن شوربای داغ را بر سر باز میریزد.
- تتماج
- نوعی آش رشته یا شوربای ساده و آبکی
- طبع
- طبیعت، سرشت، ذات
- باز
- پرندهٔ شکاری، شاهین
- زال
- پیرزن، زن کهنسال
- بترنجد
- میرنجد، آزرده میشود
- خشمش دراز شود
- خشم او بسیار و طولانی میشود، غضبناک میگردد
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.