قرائت› دفتر ۴› بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاهزاده کی پادشاهی حقیقی به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاهزاده چو از قید رنگها برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون میگویم زر و اطلس و اکسون نمیگویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید› بیت ۳۰۹۴
M4:3094 — خنده را در خواب هم تعبیر خوان / گریه گوید با دریغ و اندهان
M4:3094
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این بیت با مثال آوردن از تعبیر خواب میگوید که شادیها و خندههای ظاهری در این دنیا، در حقیقت نشانهای از غم و اندوه درونی و باطنی هستند.
مولانا در ابیات قبل، به ماهیت متضاد پدیدههای این جهان اشاره میکند. او میگوید همانطور که یک چیز میتواند از یک منظر «هلاکت» و از منظری دیگر «حیات» باشد، شادیهای دنیوی نیز در نهایت به زوال و نقص معنوی میانجامند. این بیت برای روشن کردن این ایده، به سراغ دانش «تعبیر خواب» میرود که در فرهنگ عامه شناخته شده است.
در سنت تعبیر خواب، خنده معمولاً نشانهی خوبی نیست و به گریه و اندوه تعبیر میشود. مولانا از این مثال آشنا استفاده میکند تا بگوید: همانطور که در عالم رؤیا، خنده معنایی معکوس و ناخوشایند دارد، در عالم بیداری نیز شادیهای سطحی و مادی، در حقیقت، خبر از غمی عمیقتر یا حسرتی در آینده میدهند. این بیت، مقدمهای برای بیت بعدی است که در آن، تقابل کامل این ایده مطرح میشود: گریه در خواب، نشانهی شادی و گشایش است. در نتیجه، مولانا از ما میخواهد که به ظواهر دل نبندیم و معنای حقیقی پدیدهها را در باطن آنها جستجو کنیم.
- تعبیر
- معنا کردن، تفسیر کردن (بهویژه در مورد خواب و رؤیا)
- دریغ
- افسوس، حسرت
- اندهان
- جمعِ اندوه، غمها
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.