قرائت› دفتر ۴› بخش ۲ - تمامی حکایت آن عاشق که از عسس گریخت در باغی مجهول خود معشوق را در باغ یافت و عسس را از شادی دعای خیر میکرد و میگفت کی عَسی أَنْ تَکْرَهوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ› بیت ۴۰
M4:40 — اندر آن بودیم کان شخص از عسس / راند اندر باغ از خوفی فرس
M4:40
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
داستان ما به آنجا رسید که شخصی از ترس مأموران شبگرد (عسس)، با اسب به داخل باغی پناه برد.
این بیت، آغاز حکایتی است که مولانا برای شرح آیهی «عَسی أَنْ تَکْرَهوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ» (چه بسا چیزی را ناخوش بدارید و آن برای شما خیر باشد) نقل میکند. شخصیت اصلی داستان، عاشقی است که از دست گزمهها و مأموران حکومتی در حال فرار است. ترس و اضطراب او را وامیدارد که برای پنهان شدن، بیاختیار به درون باغی ناشناس بگریزد.
این فرار که در ظاهر یک اتفاق ناگوار و از سر ترس است، در واقع مقدمهای برای یک موهبت بزرگ است. «ترس» در اینجا نیروی محرکهای است که او را ناخواسته به سوی وصل میراند. مولانا نشان میدهد که چگونه یک رویداد ظاهراً منفی و خطرناک میتواند به مسیری برای رسیدن به بزرگترین آرزوی انسان تبدیل شود. این گریز، نمادی از سختیها و رنجهایی است که سالک در راه طریقت تحمل میکند اما در نهایت در دل همان سختیها، گشایش و وصال نهفته است.
- عسس
- نگهبان شب، گزمه، مأمور حکومتی شبگرد
- خوف
- ترس، وحشت
- فرس
- اسب
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.