قرائت دفتر ۴ بخش ۲ - تمامی حکایت آن عاشق که از عسس گریخت در باغی مجهول خود معشوق را در باغ یافت و عسس را از شادی دعای خیر می‌کرد و می‌گفت کی عَسی أَنْ تَکْرَهوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ بیت ۴۱

M4:41 — بود اندر باغ آن صاحب‌جمال / کز غمش این در عنا بد هشت سال

بود اندر باغ آن صاحب‌جمالکز غمش این در عنا بد هشت سال
در آن باغ، همان دلبر زیبارو حضور داشت،که این عاشق هشت سال در غم دوری‌اش در رنج و سختی بود.
معشوق زیبارویی که این مرد هشت سال در غم عشق او می‌سوخت و در رنج بود، اتفاقاً در همان باغی بود که عاشق برای فرار از نگهبان شب به آن پناه برده بود.

M4:41

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.