قرائت› دفتر ۵› بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب› بیت ۱۳۳۷
M5:1337 — خر همی شد لاغر و خاتون او / مانده عاجز کز چه شد این خر چو مو
M5:1337
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این بیت، سرگشتگی و ناتوانی خاتون را در فهمیدن علت لاغری الاغش توصیف میکند، در حالی که از راز شهوترانی کنیز با آن حیوان بیخبر است.
در این داستان، کنیزکی برای ارضای شهوت خود، با الاغ خاتون رابطه برقرار میکند. اما برای آنکه آسیب نبیند، از کدویی برای کنترل اندازهٔ آلت الاغ استفاده میکند. این عمل مکرر، حیوان را ضعیف و لاغر کرده است.
این بیت، نقطهٔ آغاز کنجکاوی و تحقیق خاتون است. او فقط ظاهر ماجرا، یعنی لاغری الاغ را میبیند، اما از علت پنهان آن (رابطه با کنیز) کاملاً بیاطلاع است. مولانا با تصویر «خر چو مو» (الاغی به باریکی یک مو)، شدت لاغری حیوان و در عین حال، شدت کوری و ناآگاهی خاتون را به نمایش میگذارد. این بیت، صحنه را برای کشف راز توسط خاتون و فاجعهای که در پی آن رخ میدهد، آماده میکند. ناتوانی او در دیدن حقیقت، مقدمهای است بر درک ناقصی که در نهایت به هلاکتش میانجامد.
- خاتون
- بانو، خانم خانه، زن بزرگ و محترم
- عاجز
- درمانده، ناتوان در فهمیدن
- کز چه
- که از چه، که برای چه
- چو مو
- مانند مو، بسیار باریک و لاغر
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.