قرائت› دفتر ۵› بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب› بیت ۱۳۶۷
M5:1367 — تا بداند کآن خیال ناریه / در طریقت نیست الّا عاریه
M5:1367
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این بیت میگوید که با کمک خداوند، سالک درمییابد که جاذبههای آتشین و نفسانی (مانند شهوت) در راه معنویت، اصالت و دوامی ندارند و همچون کالایی عاریهای، گذرا و غیرواقعی هستند.
این بیت در ادامهی توضیح مولانا دربارهی قدرت فریبندهی شهوت آمده است. در بیتهای قبل، او شهوت را به آتشی تشبیه میکند که خود را در لباس نور (نور) جا میزند و زشتیها را زیبا جلوه میدهد، تا جایی که یک خر در چشم فرد شهوتزده، همچون یوسف زیبا به نظر میرسد.
مولانا میگوید تنها لطف خداوند یا جذبهای الهی میتواند انسان را از این توهم نجات دهد و «ورق را برگرداند». نتیجهی این نجات الهی، در این بیت بیان میشود: فرد نجاتیافته سرانجام میفهمد که آن «خیال ناریه» (خیال آتشین) که همان کششهای نفسانی و شهوانی است، در «طریقت» یا همان مسیر رشد معنوی، یک امر اصیل و ماندگار نیست، بلکه «عاریه» است. یعنی همچون چیزی است که موقتاً به کسی سپرده شده و باید پس داده شود؛ یک واقعیت دروغین و زودگذر است.
بنابراین، این بیت بر تقابل میان حقیقت پایدار معنوی و فریبندگی موقت امیال نفسانی تأکید میکند. راه رهایی از این فریب، شناختن ماهیت عاریهای و غیرواقعی آن است، شناختی که تنها با یاری حق ممکن میشود.
- ناریه
- آتشین، منسوب به نار (آتش)، جهنمی
- طریقت
- راه و روش سلوک معنوی و عرفانی، مسیر رسیدن به حقیقت
- عاریه
- چیزی که به طور موقت به کسی سپرده شده و ماندگار نیست، امانتی
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.