قرائت› دفتر ۵› بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب› بیت ۱۳۷۷
M5:1377 — فعل آتش را نمیدانی تو برد / گرد آتش با چنین دانش مگرد
M5:1377
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
وقتی از طبیعت و پیامدهای ویرانگر شهوت آگاهی نداری، با این جهل و نادانی، خود را در معرض آن قرار مده.
این بیت هشداری است دربارهٔ روبرو شدن با امیال قدرتمند، بهویژه شهوت، بدون داشتن دانش و بصیرت کافی. مولانا شهوت را به آتش تشبیه میکند؛ نیرویی که هم میتواند مفید باشد (مانند ازدواج که در بیتهای قبل به آن اشاره شد) و هم ویرانگر. همانطور که نزدیک شدن به آتش بدون دانستن راه و رسم کنترل آن، به سوختن و نابودی میانجامد، تسلیم شدن به شهوت بدون درک عواقب و سازوکارهای مهار آن نیز هلاکتبار است.
در داستان، «خاتون» نماد کسی است که تنها ظاهر عمل (لذت کنیز) را میبیند اما از «دقیقه» یا نکتهٔ ظریف و حیاتی آن (کدو) غافل است. این «دانشِ ناقص» او را به کام مرگ میکشاند. مولانا این اصل را تعمیم میدهد: هر نیروی عظیمی در جهان، از جمله عشق، قدرت، یا امیال نفسانی، مانند آتش است. برای بهره بردن از آن، به معرفت و خویشتنداری نیاز است، وگرنه همان نیرو فرد را نابود خواهد کرد. این بیت، در واقع، مقدمهای است برای شرح فاجعهای که در اثر جهل و شهوترانی خاتون رخ میدهد.
- فعل
- کار، اثر، خاصیت
- بُرد
- در اینجا به معنی تحمل، صبر، یا به طور کلی، نحوهٔ مواجهه و کنار آمدن.
- مگرد
- نگرد، نزدیک نشو
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.