قرائت دفتر ۵ بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت می‌راند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر می‌کرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بی‌کدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوم‌اند ملعون نه‌اند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب بیت ۱۳۸۱

M5:1381 — در فرو بست آن زن و خر را کشید / شادمانه لاجرم کیفر چشید

در فرو بست آن زن و خر را کشیدشادمانه لاجرم کیفر چشید
آن زن در را از درون بست و خر را به داخل کشید،با خوشحالی به سوی مجازات ناگزیر خود شتافت.
خاتون با شادمانی و از روی شهوت، در را بست و خر را برای کامجویی به داخل خانه برد، غافل از اینکه این کار به ناچار به مجازات و مرگ او ختم خواهد شد.

M5:1381

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.