قرائت› دفتر ۵› بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب› بیت ۱۳۸۷
M5:1387 — دم نزد در حال آن زن جان بداد / کرسی از یکسو زن از یکسو فتاد
M5:1387
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
زن در همان لحظه و بدون اینکه بتواند نفسی بکشد، جان باخت و از روی چهارپایه به یک سو و چهارپایه به سوی دیگر بر زمین افتادند.
این بیت لحظهٔ مرگ آنی و فجیع خاتون را به تصویر میکشد. او که از روی تقلید کورکورانه و شهوت مهارنشده، بدون در نظر گرفتن «دقیقهٔ کدو» (یعنی همان جزئیات حیاتی و ظریف دانش معنوی) خود را در اختیار خر نفس قرار داده بود، بلافاصله هلاک میشود. مولانا با این تصویرسازی عریان و تکاندهنده، سرعت و قطعیت نابودی را نشان میدهد که در انتظار سالک بیبصیرت است.
افتادن زن و کرسی در دو جهت مخالف، نمادی از فروپاشی کامل و از هم گسیختگی است. دیگر نه جایگاهی (کرسی) برای او باقی مانده و نه جانی در بدن. این صحنهٔ هولناک، نتیجهٔ نهایی پیروی از «نظر ناقص» است؛ نگاهی که فقط ظاهر عمل (شهوترانی) را میبیند اما از حکمت و شرط لازم برای مهار آن (کدو) غافل است. در تمثیل مولانا، این سرنوشت هر کسی است که بیپروا و بدون راهنمایی یک پیر آگاه، خود را تسلیم نفس حیوانی (نفس بهیمی) میکند.
- دم نزد
- نفس نکشید، فرصت یک نفس هم پیدا نکرد
- در حال
- فوراً، بیدرنگ، در همان لحظه
- کرسی
- چهارپایه، صندلی کوچک و بدون پشتی
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.