قرائت› دفتر ۵› بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب› بیت ۱۴۰۵
M5:1405 — هم بچیدی دانه مرغ از خرمنش / هم نیفتادی رسن در گردنش
M5:1405
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این بیت، آرزوی فردی را بیان میکند که با دانش ناقص خود میخواهد از نعمتی بهرهمند شود، بدون آنکه دچار خطر و عواقب ناگوار آن گردد.
این بیت در ادامهی داستان کنیزک و خاتون است و زبان حال خاتون را از دید کنیزک بیان میکند. خاتون، عمل شهوترانی با خر را از کنیزک «دزدید» اما فقط ظاهر آن را دید و از «کدو» که وسیلهی ایمنی بود، غافل ماند. این دانش ناقص، او را به هلاکت کشاند.
مولانا این حالت را به مرغی تشبیه میکند که میخواهد از خرمن، دانه برچیند (لذت ببرد) اما همزمان آرزو دارد که طناب دام (خطر و عواقب) به گردنش نیفتد. این آرزویی محال است. خاتون نیز میخواست از آن عمل لذت ببرد (چیدن دانه) اما چون از جزئیات کلیدی و خطر آن (دام) بیخبر بود، جان خود را از دست داد.
این بیت در واقع نقد «علم ناتمام» و عمل کردن بر اساس آن است، به ویژه زمانی که با «حرص» و «شهوت» همراه باشد. فرد مغرور و حریص، تنها جنبهی جذاب و مطلوب یک موضوع را میبیند و از خطرات و ظرایف آن چشمپوشی میکند و در نهایت، همین نگاه ناقص او را به دام میاندازد. پیام کلی این است که برای بهرهمندی ایمن از هر نعمتی، شناخت کامل و همهجانبهی آن ضروری است.
- بچیدی
- برچینی، دانه دانه جمع کنی
- خرمنش
- خرمن او (در اینجا استعاره از منبع لذت یا نعمت است)
- رسن
- طناب، بند (در اینجا اشاره به طنابِ دام دارد)
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.