قرائت› دفتر ۵› بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب› بیت ۱۴۱۸
M5:1418 — ظاهرش دیدی سرش از تو نهان / اوستا ناگشته بگشادی دکان
M5:1418
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
تو تنها به ظاهر عمل توجه کردی و از حقیقت و راز پنهان آن غافل ماندی؛ پیش از آنکه به استادی و مهارت برسی، اقدام به کاری کردی که در آن تخصص نداشتی و به همین دلیل هلاک شدی.
این بیت بخشی از نوحهی کنیزک بر سر جنازهی خاتون است. خاتون با دیدن رابطهی کنیزک با خر، تنها به تقلید ظاهری و سطحی از آن عمل دست زد، اما از «راز» و نکتهی کلیدی آن — یعنی کدویی که کنیزک برای کنترل و ایمنی به کار میبرد — غافل ماند. این غفلت او را به هلاکت کشاند.
مولانا از این داستان نتیجهای عمیقتر میگیرد: بسیاری از افراد در سلوک معنوی یا هر حرفهی دیگری، تنها به پوستهی اعمال و رفتار بزرگان و استادان نگاه میکنند و بدون درک باطن، حکمت و شرایط آن، به تقلید کورکورانه میپردازند. «دکان گشودن پیش از استاد شدن» کنایهای است از ادعای مهارت و دست به کار شدن بدون طی کردن مراحل لازم برای کسب دانش و تجربه. این کار نه تنها به خود شخص آسیب میزند، بلکه میتواند دیگران را نیز گمراه کند. این بیت هشداری است در برابر سطحینگری و شتابزدگی در راهی که نیازمند معرفت عمیق و استادی است.
- سِر
- راز، باطن، حقیقت پنهان
- اوستا
- استاد، ماهر، متخصص
- بگشادی دکان
- کنایه از شروع به کار کردن یا ادعای استادی کردن است.
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.