قرائت› دفتر ۵› بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب› بیت ۱۴۲۶
M5:1426 — آخر از استاد باقی را بپرس / یا حریصان جمله کورانند و خرس
M5:1426
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
اگر میخواهی راهی را کامل بیاموزی، باید تمام آن را از استادت بپرسی، وگرنه حرص و عجله، تو را نسبت به جزئیات مهم و خطرات مسیر، کور و کر میکند.
این بیت نتیجهگیری مولانا از داستان «خاتون و خر» است. خاتون فقط ظاهر عمل کنیزک را دید و از روی حرص و شهوت، بدون پرسوجو و فهم کامل، از او تقلید کرد. او «کدو» را که بخش پنهان و حیاتی ماجرا بود، ندید و هلاک شد. مولانا این داستان را به مثابهٔ تمثیلی برای شاگردان طریقت به کار میبرد.
بسیاری از سالکان تازهکار، تنها ظاهر اعمال و کرامات یک استاد معنوی را میبینند (مانند ذکر گفتن، ریاضت کشیدن یا خوارق عادت) و با شتابزدگی و حرص، سعی در تقلید کورکورانه دارند. آنها از «باقی» درس، یعنی از حکمت پنهان، شرایط، خطرات و جزئیات دقیقی که آن عمل را ایمن و مؤثر میسازد، غافلاند. این بیت یک هشدار جدی است: یا باید با فروتنی تمام مسیر را از راهنما و استاد بپرسی، یا باید بدانی که حرص و طمع، چشم و گوش بصیرتت را میبندد و تو را مانند حیوانات («خرس» در اینجا نماد حیوانیت بیفکر و غریزی است) به ورطهٔ هلاکت میکشاند. این تقلید ناقص، نه تنها به معرفت نمیانجامد، بلکه خطرناک و نابودکننده است.
- باقی
- بقیه، باقیمانده، بخش دیگر
- حریصان
- افراد طمعکار و آزمند
- خرس
- در اینجا به معنای کر، ناشنوا یا کسی که نمیفهمد و بیادراک است.
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.