قرائت دفتر ۵ بخش ۱۲۵ - حکایت آن گاو کی تنها در جزیره‌ای‌ست بزرگ، حق تعالی آن جزیرهٔ بزرگ را پر کند از نبات و ریاحین کی علفِ گاو باشد. تا به شب آن گاو همه را بخورَد و فربه شود چون کوه پاره‌ای. چون شب شود خوابش نبرَد از غصه و خوف کی همه صحرا را چریدم فردا چه خورم تا ازین غصه لاغر شود. هم‌چون خلال روز برخیزد همه صحرا را سبزتر و انبوه‌تر بیند از دی؛ باز بخورَد و فربه شود باز شبش همان غم بگیرد سالهاست کی او هم‌چنین می‌بیند و اعتماد نمی‌کند بیت ۲۸۵۲

M5:2852 — شب ز اندیشه که «فردا چه خورم؟» / گردد او چون تار مو لاغر ز غم

شب ز اندیشه که «فردا چه خورم؟»گردد او چون تار مو لاغر ز غم
شب که می‌شود، از این فکر که «فردا چه خواهم خورد؟»از شدت غصه و نگرانی، به باریکی یک تار مو لاغر می‌شود.
این بیت حالت گاو را توصیف می‌کند که شب‌ها به خاطر نگرانی بیهوده دربارهٔ روزیِ فردایش، از غصه آن‌قدر لاغر می‌شود که به باریکی یک تار مو درمی‌آید.

M5:2852

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.