قرائت دفتر ۵ بخش ۱۲۵ - حکایت آن گاو کی تنها در جزیره‌ای‌ست بزرگ، حق تعالی آن جزیرهٔ بزرگ را پر کند از نبات و ریاحین کی علفِ گاو باشد. تا به شب آن گاو همه را بخورَد و فربه شود چون کوه پاره‌ای. چون شب شود خوابش نبرَد از غصه و خوف کی همه صحرا را چریدم فردا چه خورم تا ازین غصه لاغر شود. هم‌چون خلال روز برخیزد همه صحرا را سبزتر و انبوه‌تر بیند از دی؛ باز بخورَد و فربه شود باز شبش همان غم بگیرد سالهاست کی او هم‌چنین می‌بیند و اعتماد نمی‌کند بیت ۲۸۵۴

M5:2854 — اندر افتد گاو با جوع البقَر / تا به شب آن را چرد او سر به سر

اندر افتد گاو با جوع البقَرتا به شب آن را چرد او سر به سر
گاو با گرسنگی سیری‌ناپذیرش به جانِ علفزار می‌افتدو تا شب، همه جا را از ابتدا تا انتها می‌چرد.
گاو با حرص و ولع شدید شروع به چرا می‌کند و تا شب تمام علفزار را می‌خورد.

M5:2854

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.