قرائت دفتر ۵ بخش ۱۲۵ - حکایت آن گاو کی تنها در جزیره‌ای‌ست بزرگ، حق تعالی آن جزیرهٔ بزرگ را پر کند از نبات و ریاحین کی علفِ گاو باشد. تا به شب آن گاو همه را بخورَد و فربه شود چون کوه پاره‌ای. چون شب شود خوابش نبرَد از غصه و خوف کی همه صحرا را چریدم فردا چه خورم تا ازین غصه لاغر شود. هم‌چون خلال روز برخیزد همه صحرا را سبزتر و انبوه‌تر بیند از دی؛ باز بخورَد و فربه شود باز شبش همان غم بگیرد سالهاست کی او هم‌چنین می‌بیند و اعتماد نمی‌کند بیت ۲۸۶۳

M5:2863 — سالها خوردی و کم نامد ز خوَر / ترک مستقبل کن و ماضی نگر

سالها خوردی و کم نامد ز خوَرترک مستقبل کن و ماضی نگر
سال‌هاست که می‌خوری و از خوراک تو چیزی کم نشده است؛نگرانی آینده را رها کن و به گذشته نگاه کن.
این بیت به انسان مضطرب یادآوری می‌کند که سال‌هاست رزق و روزی‌اش تأمین شده و کمبودی نداشته است؛ پس به جای نگرانی بیهوده برای آینده، به تجربه‌های گذشته و لطف مداوم خداوند بنگرد و اعتماد کند.

M5:2863

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.