قرائت› دفتر ۵› بخش ۱۲۵ - حکایت آن گاو کی تنها در جزیرهایست بزرگ، حق تعالی آن جزیرهٔ بزرگ را پر کند از نبات و ریاحین کی علفِ گاو باشد. تا به شب آن گاو همه را بخورَد و فربه شود چون کوه پارهای. چون شب شود خوابش نبرَد از غصه و خوف کی همه صحرا را چریدم فردا چه خورم تا ازین غصه لاغر شود. همچون خلال روز برخیزد همه صحرا را سبزتر و انبوهتر بیند از دی؛ باز بخورَد و فربه شود باز شبش همان غم بگیرد سالهاست کی او همچنین میبیند و اعتماد نمیکند› بیت ۲۸۶۴
M5:2864 — لوت و پوت خورده را هم یاد آر / منگر اندر غابر و کم باش زار
M5:2864
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این بیت توصیه میکند که به جای نگرانی بیهوده برای آینده، به لطف و روزی بیشماری که در گذشته دریافت کردهای فکر کنی و به استمرار آن اعتماد داشته باشی.
این بیت در ادامهٔ داستان گاوی است که در جزیرهای سرسبز زندگی میکند. این گاو هر روز آنقدر میچرد که فربه میشود، اما شب از ترس اینکه فردا چه بخورد، از غصه لاغر میشود؛ غافل از اینکه سالهاست هر روز صبح، علفزار را پربارتر از دیروز یافته است.
مولانا این گاو را نماد «نفس» انسان میداند که اسیر ترس از آینده و نگران روزیِ فرداست. او در این بیت مستقیماً به انسان هشدار میدهد که مانند آن گاو نباشد. به جای اینکه به «غابِر» (آینده) چشم بدوزی و از اضطراب، «زار» و نحیف شوی، به گذشته نگاه کن و «لوت و پوت خورده» (تمام نعمتها و روزیهایی که تاکنون به تو رسیده) را به یاد بیاور. این یادآوری، منبعی برای اعتماد و آرامش است.
پیام اصلی این است که نگرانی برای آیندهای که هنوز نیامده، انسان را از درک و شکرگزاری نعمتهای حال و گذشته باز میدارد. همانطور که خداوند در گذشته روزی تو را تأمین کرده است، در آینده نیز چنین خواهد کرد. بنابراین، راه غلبه بر این اضطراب، نگاه کردن به سابقهٔ لطف الهی و اعتماد کردن به اوست.
- لوت و پوت
- خوردنی، غذا، توشه و آذوقه
- غابِر
- آینده، زمان باقیمانده
- زار
- نالان، ضعیف، نحیف، پریشانحال
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.