قرائت› دفتر ۵› بخش ۱۳۳ - حکایت هم در جواب جبری و اثبات اختیار و صحت امر و نهی و بیان آنک عذر جبری در هیچ ملتی و در هیچ دینی مقبول نیست و موجب خلاص نیست از سزای آن کار کی کرده است چنانک خلاص نیافت ابلیس جبری بدان کی گفت بما اغویتنی والقلیل یدل علی الکثیر› بیت ۳۰۷۱
M5:3071 — آن یکی میرفت بالای درخت / میفشاند آن میوه را دزدانه سخت
M5:3071
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این بیت صحنهی آغازین حکایتی را توصیف میکند که در آن، مردی برای دزدیدن میوه به بالای درخت دیگری رفته و با تمام توان مشغول تکان دادن شاخههاست.
این بیت، مقدمهی داستانی است که مولانا برای ردّ استدلال جبریون و اثبات اختیار انسان بیان میکند. تصویر مردی که «دزدانه» و «سخت» (با جدیت و شدت) در حال تکان دادن درخت و ریختن میوههاست، از همان ابتدا بر اراده و عاملیت او تأکید دارد. او منفعل نیست، بلکه فعالانه در حال انجام یک عمل خطاست.
واژهی «دزدانه» نشان میدهد که خود شخص به نادرستی کارش آگاه است و تلاش میکند پنهانی آن را انجام دهد. این آگاهی، پیشفرضِ داشتن اختیار است. اگر او خود را مجبور و بیاراده میدید، دلیلی برای پنهانکاری وجود نداشت. شدت عمل او («سخت میفشاند») نیز نشاندهندهی قصد و تصمیم جدی او برای رسیدن به هدفش است.
مولانا با این صحنهپردازی ساده، زمینه را برای رویارویی صاحب باغ با این دزد فراهم میکند. در ابیات بعدی، دزد برای توجیه کار خود به بهانههای جبری متوسل میشود و ادعا میکند که بندهی خدا از باغ خدا میوه میخورد و این خواست الهی است. اما این بیت آغازین، با توصیف عمل آگاهانه و پنهانی او، از پیش این ادعا را بیاعتبار میسازد و نشان میدهد که انسان در اعمال خود دارای اختیار و مسئولیت است.
- میفشاند
- میتکاند، تکان میداد
- سخت
- در اینجا: با شدت، با تمام قوا
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.