قرائت› دفتر ۵› بخش ۱۳۳ - حکایت هم در جواب جبری و اثبات اختیار و صحت امر و نهی و بیان آنک عذر جبری در هیچ ملتی و در هیچ دینی مقبول نیست و موجب خلاص نیست از سزای آن کار کی کرده است چنانک خلاص نیافت ابلیس جبری بدان کی گفت بما اغویتنی والقلیل یدل علی الکثیر› بیت ۳۰۷۲
M5:3072 — صاحب باغ آمد و گفت ای دنی / از خدا شرمیت کو چه میکنی
M5:3072
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
صاحب باغ، مردی را که مخفیانه بالای درخت رفته و میوه میچید، سرزنش میکند و او را به خاطر این کار زشت به ترس از خدا و شرم و حیا فرامیخواند.
این بیت نقطهٔ آغاز رویارویی در حکایتی است که مولوی برای نقد دیدگاه جبرگرایانه بیان میکند. مردی دزدانه در حال چیدن میوههای باغ دیگری است که صاحب باغ سر میرسد و با لحنی تحقیرآمیز و در عین حال پندآموز، او را خطاب قرار میدهد.
عبارت «ای دنی» (ای پستفطرت) نشاندهندهٔ زشتی و حقارت عمل دزدی در چشم صاحب باغ است. بلافاصله پس از آن، با پرسش «از خدا شرمیت کو؟»، او را به یک اصل بنیادین اخلاقی و دینی ارجاع میدهد: حیا و شرم از خداوند که ناظر بر تمام اعمال است. این پرسش صرفاً یک ملامت ساده نیست، بلکه مقدمهای است برای بحث اصلی داستان، یعنی مسئولیتپذیری انسان در برابر اعمالش.
در ادامهٔ داستان، دزد برای توجیه کار خود به استدلال جبر پناه میبرد و میگوید که او «بندهٔ خدا»ست و از «باغ خدا» روزی میخورد. مولوی این منطق سست را از زبان دزد بیان میکند تا در نهایت با پاسخ هوشمندانهٔ صاحب باغ، پوچی و ریاکارانه بودن استفاده از جبر برای توجیه گناه و بیمسئولیتی را آشکار سازد. این بیت، صحنه را برای این جدال فکری آماده میکند و نشان میدهد که از دیدگاه عقل سلیم و عرف، هر فردی در برابر انتخابها و کارهایش مسئول است.
- دنی
- پست، فرومایه
- شرمیت کو
- شرم و حیای تو کجاست؟
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.