قرائت› دفتر ۵› بخش ۱۳۳ - حکایت هم در جواب جبری و اثبات اختیار و صحت امر و نهی و بیان آنک عذر جبری در هیچ ملتی و در هیچ دینی مقبول نیست و موجب خلاص نیست از سزای آن کار کی کرده است چنانک خلاص نیافت ابلیس جبری بدان کی گفت بما اغویتنی والقلیل یدل علی الکثیر› بیت ۳۰۷۵
M5:3075 — گفت ای ایبک بیاور آن رسن / تا بگویم من جواب بوالحسن
M5:3075
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
صاحب باغ به خدمتکارش دستور میدهد طنابی بیاورد تا دزدی را که با ادعای جبرگرایی کار خود را توجیه میکند، به روشی عملی پاسخ دهد.
این بیت بخشی از حکایتی است که مولوی برای نقد دیدگاه جبرگرایان افراطی بیان میکند. مردی در حال دزدیدن میوه از درخت است و وقتی صاحب باغ او را سرزنش میکند، با استدلالی عوامفریبانه میگوید: «من بندهی خدا هستم و از باغ خدا میوه میخورم. این خواست و تقدیر الهی است و تو نباید بر خوان گستردهی خداوند بخل بورزی.»
صاحب باغ به جای بحث نظری، تصمیم میگیرد با همان منطق جبری به او پاسخی عملی بدهد. او به خدمتکارش، ایبک، دستور میدهد طنابی بیاورد. در ابیات بعدی، او دزد را به درخت میبندد و با چوب به سختی او را میزند. وقتی دزد فریاد میزند که «از خدا شرم کن، چرا بیگناهی را میزنی؟»، صاحب باغ پاسخ میدهد: «این چوب، چوب خداست و منِ بنده هم به خواست او، بندهی دیگرش را میزنم. همه چیز از آنِ او و به فرمان اوست.»
این پاسخ عملی، پوچی و ریاکارانه بودن استدلال جبری را آشکار میکند. دزد که تا پیش از این همهچیز را به خدا نسبت میداد، در مقابل درد و رنج، فوراً به اختیار و ارادهی خود پناه میبرد و از جبرگرایی توبه میکند. مولوی با این داستان نشان میدهد که استناد به جبر اغلب بهانهای برای توجیه خطاهاست و انسان در عمق وجود خود به اختیار و مسئولیت خویش آگاه است.
- ایبک
- نامی ترکی برای غلام یا بنده در آن دوران.
- رسن
- طناب، ریسمان.
- بوالحسن
- در اینجا به معنای کنایی و طعنهآمیز به کار رفته است؛ یعنی کسی که خود را صاحب فضل و دانش (مانند ابوالحسن اشعری، متکلم معروف) میداند و با استدلالهای کلامی کار خود را توجیه میکند.
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.