قرائت› دفتر ۵› بخش ۱۳۳ - حکایت هم در جواب جبری و اثبات اختیار و صحت امر و نهی و بیان آنک عذر جبری در هیچ ملتی و در هیچ دینی مقبول نیست و موجب خلاص نیست از سزای آن کار کی کرده است چنانک خلاص نیافت ابلیس جبری بدان کی گفت بما اغویتنی والقلیل یدل علی الکثیر› بیت ۳۰۷۶
M5:3076 — پس ببستش سخت آن دم بر درخت / میزد او بر پشت و ساقش چوب سخت
M5:3076
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
صاحب باغ، مردی را که به بهانهی تقدیر الهی از باغش دزدی میکرد، به درخت بست و او را به شدت با چوب تنبیه کرد.
این بیت نقطه اوج عملی در حکایت مرد جبری و صاحب باغ است. پس از آنکه دزد، عمل خود را به «تقدیر الهی» و «باغ خدا» نسبت میدهد و از خود سلب مسئولیت میکند، صاحب باغ تصمیم میگیرد با منطق خود او پاسخش را بدهد.
بستن و زدن مرد، پاسخی فیزیکی به یک ادعای فلسفی است. صاحب باغ استدلال نمیکند، بلکه شرایطی را فراهم میآورد که جبری بودن ادعای دزد را در عمل به چالش بکشد. این تنبیه، مقدمهای است برای بیتهای بعدی که در آن صاحب باغ نیز کار خود را به «چوب خدا» و «بندهی خدا» نسبت میدهد و به این ترتیب، پوچ بودن استدلال جبری را برای فرار از مسئولیت آشکار میسازد. خشونت صحنه، شدت مخالفت مولوی را با این نوع سفسطه نشان میدهد که در آن فرد گناه خود را به گردن خدا میاندازد.
- آن دم
- همان لحظه، فوراً
- ساق
- پا، از زانو تا مچ پا
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.