قرائت› دفتر ۵› بخش ۱۳۳ - حکایت هم در جواب جبری و اثبات اختیار و صحت امر و نهی و بیان آنک عذر جبری در هیچ ملتی و در هیچ دینی مقبول نیست و موجب خلاص نیست از سزای آن کار کی کرده است چنانک خلاص نیافت ابلیس جبری بدان کی گفت بما اغویتنی والقلیل یدل علی الکثیر› بیت ۳۰۷۹
M5:3079 — چوب حق و پشت و پهلو آن او / من غلام و آلت فرمان او
M5:3079
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
صاحب باغ با تقلید از استدلال دزد، ادعا میکند که هم چوبی که با آن میزند، هم بدنی که کتک میخورد و هم خود او، همه متعلق به خدا و تسلیم فرمان او هستند.
این بیت اوج پاسخ طنزآمیز و در عین حال عمیق صاحب باغ به دزدی است که برای توجیه کار خود به جبرگرایی پناه برده است. دزد ادعا کرده بود که چون «بندهٔ خدا» از «باغ خدا» میوه میخورد، نباید سرزنش شود (جبر). صاحب باغ نیز عیناً همین منطق را به خودش برمیگرداند.
او در عمل به دزد نشان میدهد که اگر قرار باشد انسان هیچ اختیاری از خود نداشته باشد و همه چیز فعل مستقیم خداوند تلقی شود، پس تنبیه و مجازات هم فعل خداست. صاحب باغ میگوید: «این چوب متعلق به خداست، این پشت و پهلوی تو هم از آنِ خداست و من هم فقط غلام و ابزاری در دست او هستم که فرمانش را اجرا میکنم.»
مولانا با این صحنه، پوچی و تناقض استدلال جبری را در زندگی واقعی به تصویر میکشد. او نشان میدهد که هیچکس در عمل حاضر به پذیرش پیامدهای ناگوار جبر نیست و به محض آنکه ضرری متوجهاش میشود، فوراً به اختیار و ارادهٔ آزاد متوسل میگردد، همانطور که دزد در بیت بعدی فریاد میزند و از جبر توبه میکند. این داستان، مقدمهای برای بحث مفصل مولانا دربارهٔ مسئلهٔ پیچیدهٔ جبر و اختیار است.
- حق
- در اینجا به معنی خداوند، پروردگار.
- آنِ او
- متعلق به او، مال او.
- آلت
- ابزار، وسیله.
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.