قرائت› دفتر ۵› بخش ۱۳۳ - حکایت هم در جواب جبری و اثبات اختیار و صحت امر و نهی و بیان آنک عذر جبری در هیچ ملتی و در هیچ دینی مقبول نیست و موجب خلاص نیست از سزای آن کار کی کرده است چنانک خلاص نیافت ابلیس جبری بدان کی گفت بما اغویتنی والقلیل یدل علی الکثیر› بیت ۳۰۹۳
M5:3093 — چونک گفتی کفر من خواست ویست / خواست خود را نیز هم میدان که هست
M5:3093
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
اگر گناه و کفر خود را به خواست خدا نسبت میدهی، فراموش نکن که اراده و اختیار خود تو نیز در این کار نقش داشته و انکارناپذیر است.
این بیت در میانه بحثی دربارهی جبر و اختیار آمده است. مولانا روی سخنش با کسانی است که برای توجیه گناهان خود، همه چیز را به تقدیر و خواست خداوند حواله میدهند (جبریون). او استدلال میکند که این بهانه پذیرفته نیست.
مولانا میگوید: بسیار خب، فرض کنیم که کفر تو «خواست او» یعنی خداوند بوده است. اما حتی با پذیرش این حرف، نمیتوانی نقش «خواست خود» را نادیده بگیری. کفر، عملی است که از یک فاعل مختار سر میزند. اگر اراده و انتخاب تو در کار نباشد، اساساً «کفر تو» بیمعنا میشود و این یک تناقض آشکار است (چنانکه در بیت بعدی میگوید).
در نگاه مولانا، ارادهی الهی، ارادهی انسان را نفی نمیکند. خواست خداوند در طول خواست انسان قرار دارد، نه در عرض آن. یعنی خداوند اراده کرده است که انسان با اختیار خود انتخاب کند. بنابراین، نسبت دادن گناه به خدا، راهی برای فرار از مسئولیت فردی نیست. انسان با ارادهی خود راهی را برمیگزیند و باید پاسخگوی انتخابش باشد.
- خواست ویست
- خواستهی اوست، ارادهی اوست.
- نیز هم
- همچنین، نیز. (کاربرد «هم» برای تأکید است)
- میدان که هست
- آگاه باش که وجود دارد، بدان که هست.
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.