قرائت› دفتر ۵› بخش ۱۳۳ - حکایت هم در جواب جبری و اثبات اختیار و صحت امر و نهی و بیان آنک عذر جبری در هیچ ملتی و در هیچ دینی مقبول نیست و موجب خلاص نیست از سزای آن کار کی کرده است چنانک خلاص نیافت ابلیس جبری بدان کی گفت بما اغویتنی والقلیل یدل علی الکثیر› بیت ۳۰۹۴
M5:3094 — زانک بیخواه تو خود کفر تو نیست / کفر بیخواهش تناقض گفتنیست
M5:3094
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
کفر و بیدینی تنها زمانی به تو نسبت داده میشود که با اراده و خواست خودت آن را انتخاب کرده باشی؛ تصور کفر بدون وجود اراده، یک تناقض منطقی است.
این بیت در میانهٔ بحثی طولانی دربارهٔ جبر و اختیار قرار دارد. مولانا در اینجا استدلالی قاطع علیه جبریون (کسانی که معتقدند انسان از خود ارادهای ندارد و همه چیز تقدیر الهی است) مطرح میکند.
منطق مولانا ساده و کوبنده است: اگر اراده و «خواست» تو در کار نباشد، چگونه میتوان «کفر» را به تو نسبت داد؟ کفر، به معنای انکار آگاهانهٔ حقیقت، ماهیتاً یک «انتخاب» است. اگر کسی را مجبور به انجام کاری کنند، آن عمل دیگر فعلِ او محسوب نمیشود. به همین ترتیب، اگر کفر ورزیدن محصول ارادهٔ آزاد انسان نباشد، دیگر «کفرِ» او نیست، بلکه رویدادی است که برای او اتفاق افتاده است. در این صورت، مسئولیت و سرزنش و کیفر نیز بیمعنا میشود.
عبارت «تناقض گفتنیست» در مصرع دوم، این نکته را به اوج میرساند. مولانا میگوید حرف زدن از «کفرِ بیاراده» مانند حرف زدن از «دایرهٔ مربع» است؛ یک ترکیب متناقض و بیمعناست. این بیت، هستهٔ اصلی استدلال مولانا در اثبات اختیار انسان است: خودِ مفاهیمی چون ایمان، کفر، امر، نهی، پاداش و جزا، همگی بر پیشفرض وجود ارادهٔ آزاد در انسان بنا شدهاند و بدون آن فرو میریزند.
- زانک
- زیرا که، برای اینکه
- خواه
- خواست، اراده، میل
- تناقض گفتنیست
- گفتن آن متناقض است، حرفی ضد و نقیض است
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.