قرائت› دفتر ۵› بخش ۱۳۳ - حکایت هم در جواب جبری و اثبات اختیار و صحت امر و نهی و بیان آنک عذر جبری در هیچ ملتی و در هیچ دینی مقبول نیست و موجب خلاص نیست از سزای آن کار کی کرده است چنانک خلاص نیافت ابلیس جبری بدان کی گفت بما اغویتنی والقلیل یدل علی الکثیر› بیت ۳۰۹۵
M5:3095 — امر عاجز را قبیحست و ذمیم / خشم بتر خاصه از رب رحیم
M5:3095
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
فرمان دادن به موجودی که از خود اختیاری ندارد، کاری زشت و نکوهیده است؛ و خشم گرفتن بر او برای نافرمانی، از آن هم زشتتر است، به ویژه اگر این خشم از جانب پروردگار بخشاینده باشد.
این بیت در قلب بحث مولانا دربارهٔ اختیار و جبر قرار دارد. او با یک استدلال عقلی و اخلاقی، دیدگاه جبرگرایان را به چالش میکشد. جبرگرایان معتقدند که انسان در اعمال خود مجبور است و ارادهٔ الهی همه چیز را از پیش تعیین کرده است. مولانا در اینجا میگوید اگر این حرف درست باشد، پس اساساً امر و نهی خداوند به انسان کاری زشت (قبیح) و قابل سرزنش (ذمیم) خواهد بود. چرا؟ چون فرمان دادن به کسی که قدرت انجام یا ترک آن کار را ندارد، مانند این است که به یک فرد فلج بگوییم «برخیز و راه برو». این کار بیمعنا و ظالمانه است.
در مصرع دوم، مولانا استدلال را یک پله بالاتر میبرد: اگر فرمان دادن به یک موجود بیاختیار زشت است، خشمگین شدن و مجازات کردن او به خاطر عدم اطاعت، بسیار زشتتر و بدتر (بتر) است. این نکته بهویژه زمانی اهمیت مییابد که این خشم از سوی «رب رحیم» یعنی پروردگار مهربان و بخشنده صادر شود. صفت «رحیم» با خشم گرفتن بر موجودی مجبور و بیاختیار در تضاد کامل است. بنابراین، وجود امر و نهی و ثواب و عقاب در نظام الهی، خود قویترین دلیل بر وجود اختیار انسان است؛ در غیر این صورت، شریعت و دین امری پوچ و خداوند، نعوذبالله، ظالم جلوه میکرد.
- ذمیم
- نکوهیده، سرزنششده، ناپسند
- قبیح
- زشت، ناپسند، کاری که عقل آن را بد میداند
- بتر
- بدتر (شکل قدیمیتر واژه)
- عاجز
- ناتوان، کسی که قدرت و اختیار انجام کاری را ندارد
- خاصه
- بهویژه، خصوصاً
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.