قرائت› دفتر ۵› بخش ۱۳۳ - حکایت هم در جواب جبری و اثبات اختیار و صحت امر و نهی و بیان آنک عذر جبری در هیچ ملتی و در هیچ دینی مقبول نیست و موجب خلاص نیست از سزای آن کار کی کرده است چنانک خلاص نیافت ابلیس جبری بدان کی گفت بما اغویتنی والقلیل یدل علی الکثیر› بیت ۳۰۹۷
M5:3097 — گاو چون معذور نبود در فضول / صاحب گاو از چه معذورست و دول
M5:3097
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
اگر یک حیوان مانند گاو را برای نافرمانیاش مسئول میدانیم و تنبیه میکنیم، چطور ممکن است انسان، که صاحب اختیار و عقل است، برای گناهانش مسئول نباشد و به بهانۀ جبر معذور شمرده شود؟
این بیت بخشی از استدلال طولانی مولانا علیه باور به جبر مطلق است. او در اینجا از یک مثال ساده و ملموس استفاده میکند تا پوچ بودن عذر جبریون را نشان دهد. در بیت قبل اشاره شد که اگر گاوی از زیر یوغ شانه خالی کند، او را میزنند و کسی نافرمانیاش را نمیپذیرد. این بیت آن استدلال را به نقطۀ اوج خود میرساند.
منطق مولانا روشن است: ما در زندگی روزمره برای حیوانات نیز میزانی از مسئولیت قائلیم و در برابر سرکشی، آنها را تنبیه میکنیم. هیچکس نمیپذیرد که گاو «مجبور» به لگد زدن یا فرار کردن بوده است. حال، اگر برای یک حیوان که از عقل و اختیار کامل بیبهره است، عذری نمیتراشیم، چگونه انسان که «صاحب گاو» و اشرف مخلوقات است و از نعمت اختیار و آگاهی برخوردار است، میتواند ادعا کند که در گناهانش مجبور بوده و مسئولیتی ندارد؟
کلمۀ «دول» در پایان بیت، که به معنای «دلاور» یا «پهلوان» است، لحنی کنایهآمیز و تحقیرآمیز دارد. مولانا با این خطاب، فرد جبری را به سخره میگیرد و میگوید: «ای پهلوان میدان بحث و جدل، این چه استدلال سستی است که برای خودت اختیاری کمتر از گاو قائل هستی؟» این بیت نشان میدهد که پذیرش اختیار و مسئولیت، امری بدیهی و منطبق با تجربۀ زیستۀ همگان است و انکار آن، فرار از حقیقت و نوعی تناقضگویی است.
- فضول
- در اینجا به معنی سرکشی، نافرمانی، کار بیجا و خارج از حد.
- دول
- پهلوان، دلاور، قدرتمند. در اینجا با لحن کنایهآمیز به کار رفته است.
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.