قرائت› دفتر ۵› بخش ۱۳۳ - حکایت هم در جواب جبری و اثبات اختیار و صحت امر و نهی و بیان آنک عذر جبری در هیچ ملتی و در هیچ دینی مقبول نیست و موجب خلاص نیست از سزای آن کار کی کرده است چنانک خلاص نیافت ابلیس جبری بدان کی گفت بما اغویتنی والقلیل یدل علی الکثیر› بیت ۳۰۹۸
M5:3098 — چون نهای رنجور سر را بر مبند / اختیارت هست بر سبلت مخند
M5:3098
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
تا زمانی که توانایی و اختیار داری، به دروغ وانمود نکن که مجبوری و کاری از دستت برنمیآید. با این کار، در واقع خود و تواناییهایت را مسخره میکنی.
این بیت در میانهٔ بحثی طولانی دربارهٔ اختیار و جبر آمده است. مولانا در اینجا به کسانی پاسخ میدهد که گناهان و کوتاهیهای خود را به تقدیر و مشیت الهی نسبت میدهند و خود را مجبور و بیاختیار میدانند.
مولانا این ادعای جبر را به تظاهر به بیماری تشبیه میکند. همانطور که بستن سر در حالی که شخص سالم است، یک فریبکاری آشکار است، ادعای مجبور بودن نیز در حالی که انسان در درون خود قدرت انتخاب و اختیار را حس میکند، فریبی بیش نیست. این کار نوعی خودفریبی و به سخره گرفتن کرامتی است که خداوند با اعطای اختیار به انسان بخشیده است.
مصراع دوم، «اختیارت هست بر سبلت مخند»، با یک اصطلاح عامیانه و قوی، این مفهوم را بیان میکند. «بر سبیلت خندیدن» کنایه از مسخره کردن خود و بیهوده جلوه دادن تواناییهای خویش است. مولانا میگوید انکار اختیار، خندیدن به ریش خود است، زیرا هر انسانی در وجدان خود میداند که در بسیاری از امور، قدرت گزینش دارد. این بیت دعوتی است به پذیرش مسئولیت اعمال و دست برداشتن از بهانههایی که انسان را از رشد و کمال باز میدارد.
- رنجور
- بیمار، ناخوش
- بر مبند
- نبند، بانداژ نکن
- سبلت
- سبیل، موی پشت لب بالا
- بر سبلت مخند
- کنایه از مسخره کردن خود، خود را بازیچه قرار دادن
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.