قرائت› دفتر ۵› بخش ۲ - تفسیر خذ اربعة من الطیر فصرهن الیک› بیت ۳۷
M5:37 — زانک این تن شد مقام چار خو / نامشان شد چار مرغ فتنهجو
M5:37
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این بیت میگوید که جسم انسان منزلگاه چهار خوی اصلی و ویرانگر است که در این تمثیل، به چهار پرندهی آشوبگر تشبیه شدهاند.
مولانا در این بخش، داستان قرآنی حضرت ابراهیم (ع) و چهار پرنده را به عنوان یک تمثیل عرفانی برای سلوک معنوی به کار میگیرد. او سالک را «خلیلِ وقت» مینامد و از او میخواهد که چهار «مرغ» ویرانگر درون خود را سر ببرد.
این بیت، حلقهی اصلی این تمثیل را برقرار میکند. مولانا توضیح میدهد که چرا باید از «چهار مرغ» سخن گفت: زیرا این جسم مادی ما، جایگاه و مقام چهار خوی یا طبیعتِ پست است. این چهار خوی، همان چهار پرندهای هستند که راه روح را میبندند و در درون انسان فتنه و آشوب به پا میکنند. در ابیات بعدی، مولانا این چهار مرغ و معادلهایشان را مشخص میکند: خروس (نماد شهوت)، طاووس (نماد جاهطلبی و خودنمایی)، زاغ (نماد آرزوهای دور و دراز دنیوی) و بط (نماد حرص و آز).
بنابراین، این بیت صرفاً یک تشبیه شاعرانه نیست، بلکه یک نقشه راه برای خودشناسی است. این چهار خوی، ریشهی بسیاری از رنجها و وابستگیهای انسان هستند و غلبه بر آنها، شرط رهایی و وصال به حقیقت است.
- زانک
- زیرا که، برای اینکه
- مقام
- جایگاه، منزلگاه، محل استقرار
- خو
- خصلت، طبع، عادت، سرشت
- فتنهجو
- آشوبگر، فتنهانگیز، مشکلآفرین
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.