قرائت› دفتر ۵› بخش ۱۵۷ - تمثیل فکر هر روزینه کی اندر دل آید به مهمان نو کی از اول روز در خانه فرود آید و فضیلت مهماننوازی و ناز مهمان کشیدن و تحکم و بدخویی کند به خداوند خانه› بیت ۳۷۰۰
M5:3700 — زهر آمد انتظار اندر چشش / دایما در مرگ باشی زان روش
M5:3700
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این بیت میگوید که زندگی کردن در حالت انتظار برای آیندهای بهتر یا فکری دیگر، خود مانند زهر کشنده است و انسان را در یک مرگ تدریجی و دائمی قرار میدهد.
مولانا در این بخش از مثنوی، افکار و بهویژه افکار غمانگیز را به مهمانانی تشبیه میکند که به دل انسان وارد میشوند. او توصیه میکند که به جای بیاعتنایی به این «مهمان» و منتظر ماندن برای رفتن او و آمدنِ یک فکر یا حال بهتر، باید همین فکرِ حاضر را «اصل» و اساس قرار داد و با تمام وجود با آن روبرو شد.
این بیت، نتیجهٔ رویکرد مخالف را بیان میکند: اگر انسان فکرِ فعلی را فرعی و بیاهمیت بداند و چشم به راهِ «اصل» (یعنی یک حال خوب یا فکر شادیبخش) بماند، دچار «انتظار» میشود. مولانا این انتظار را به زهری تشبیه میکند که چشیدنش انسان را ذرهذره از بین میبرد. زندگی در حالت انتظار، زندگی نیست، بلکه یک «مرگ دائمی» است؛ نوعی جان کندنِ پیوسته که در آن فرد نه در لحظهٔ حال زندگی میکند و نه به آن آیندهٔ موهوم میرسد. پیام اصلی این است که پذیرش کامل لحظهٔ حال، حتی اگر دشوار باشد، راه رهایی از عذاب انتظار است.
- چشش
- چشیدن، مزه کردن
- زان روش
- از آن روش، با آن شیوه
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.