قرائت دفتر ۶ بخش ۲۹ - وصیت کردن مصطفی علیه‌السلام صدیق را رضی الله عنه کی چون بلال را مشتری می‌شوی هر آینه ایشان از ستیز بر خواهند در بها فزود و بهای او را خواهند فزودن مرا درین فضیلت شریک خود کن وکیل من باش و نیم بها از من بستان بیت ۱۰۳۳

M6:1033 — یک نصاب نقره هم بر وی فزود / تا که راضی گشت حرص آن جهود

یک نصاب نقره هم بر وی فزودتا که راضی گشت حرص آن جهود
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:1033

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: یک مقدار نقرهٔ معین نیز بر بهای آن افزود، تا سرانجام حرص آن یهودی (صاحب بلال) راضی گشت. معنا: ابوبکر برای راضی کردن صاحب بلال، مقداری نقرهٔ اضافی نیز پرداخت کرد تا طمع او سرانجام فرو نشست و معامله به انجام رسید.

شرح

در این بیت، مولانا به نکتهٔ بسیار ظریفی اشاره می‌کند؛ به اینکه چگونه حرص و طمع، حتی پس از یک لحظهٔ گذرا از تأثیر زیبایی و دلربایی، باز هم بر وجود انسان غالب می‌آید. ما در ماجرای بلال حبشی و ابوبکر صدیق، شاهدیم که ابوبکر می‌کوشد بلال را از چنگ صاحب سنگدل و «صورت‌پرست» او برهاند. آن صاحب برده، با دیدن غلام سفیدروی و زیبای ابوبکر، برای لحظه‌ای دلش نرم می‌شود و غرایض بشری او به جوش می‌آید. این را مولانا به‌زیبایی این‌گونه تصویر می‌کند که «حالت صورت‌پرستان این بود / سنگشان از صورتی مومی شود»؛ یعنی کسانی که به ظاهر و صورت دل‌بسته‌اند، با دیدن چهره‌ای زیبا، حتی اگر سنگدل هم باشند، دلشان همچون موم نرم می‌شود. اما این تأثیر، عمیق و پایدار نیست. این نرمش موقت، به معنای تحول در باطن نیست. حرص و طمع، ریشه‌ای عمیق‌تر دارد که با جلوه‌های ظاهری زایل نمی‌شود. درست در همین‌جاست که مولانا نشان می‌دهد پس از این لحظهٔ «مومی شدن»، آن صاحب برده باز هم به خوی حقیقی خود بازمی‌گردد و بر بهای معامله می‌افزاید و «دندون‌گردی» می‌کند. یعنی ابوبکر ناچار می‌شود «یک نصاب نقره هم بر وی فزود» تا حرص بی‌پایان او را راضی کند. اینجاست که تفاوت میان دیدگاه ابوبکر و صاحب بلال روشن می‌شود: ابوبکر به «جان» بلال می‌نگرد، به گوهر انسانی و ایمان او؛ اما صاحب بلال به «لون» و ظاهر و البته به منفعت مادی معامله. این بیت به ما می‌آموزد که تمایلات سطحی و صورت‌پرستی، هرچند ممکن است برای لحظه‌ای دل را بلرزاند، اما توان ریشه‌کن کردن حرص و دلبستگی به دنیا را ندارد. رهایی از بند طمع، کاری از سنخ دیگر می‌طلبد، کاری که تنها با توجه به جوهر و معنای هستی میسر می‌شود، نه با دل‌بستن به ظاهر و صورتِ آن.

نکات کلیدی

  • حتی زیبایی ظاهری نیز نمی‌تواند طمع ریشه‌دار را به‌طور کامل از میان بردارد؛ دل ممکن است نرم شود، اما حرص باقی می‌ماند.
  • این بیت، نمادی از تضاد میان ارزش‌گذاری مادی (نگاه صاحب بلال) و ارزش‌گذاری معنوی (نگاه ابوبکر) است.
  • مولانا بر این نکته تأکید دارد که دید سطحی و «صورت‌پرستی» هرگز به عمق باطن نمی‌رسد و تنها با ظاهر امور سر و کار دارد.
  • رهایی از بند طمع، نیازمند تحولی عمیق‌تر از تأثیرات گذراست و به جهان‌بینی معنوی وابسته است.

Sources: d6-s22 · 01:32:30 d6-s22 · 01:33:35 d6-s22 · 01:36:12

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.