قرائت دفتر ۶ بخش ۳۰ - خندیدن جهود و پنداشتن کی صدیق مغبونست درین عقد بیت ۱۰۷۱

M6:1071 — جذب یزدان با اثرها و سبب / صد سخن گوید نهان بی‌حرف و لب

جذب یزدان با اثرها و سببصد سخن گوید نهان بی‌حرف و لب
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:1071

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: جاذبهٔ پروردگار، با اثرها و سبب‌ها، / صدها سخن پنهان، بی‌حرف و لب، می‌گوید. معنا: این بیت بیانگر آن است که خداوند از طریق نظام علت و معلول و جاذبهٔ جاری در جهان، به گونه‌ای پنهان و بی‌واسطهٔ کلام، با هستی سخن می‌گوید.

شرح

مولانا در این بیت و ابیات پیش از آن، یکی از ژرف‌ترین دیدگاه‌های خود را دربارهٔ زبان خداوند آشکار می‌کند. او تصریح دارد که صنع حق — یعنی آفرینش و تدبیر جاری خداوند در جهان — عین سخن گفتن اوست. کلام خدا لزوماً مجموعه‌ای از حروف و اصوات نیست که از لب بگشاید؛ بلکه کار اوست، فعل اوست. آفتاب در برج حمل که می‌رسد، با گیاهان و دانه‌ها سخن می‌گوید و به آنها فرمان می‌دهد که از خاک سر برآورند و بشکفند. آب زلال با ریاحین و نهال حرف می‌زند. این‌ها همه نمونه‌هایی از «صنع» حق‌اند که «چون دم و حرف است از افسونگران». همان‌طور که با فشردن دکمهٔ آسانسور، فرمان «حرکت کن» به آن داده می‌شود، خداوند نیز با آفرینش و کنش‌های خود در جهان، با هستی سخن می‌گوید و آن را به پیش می‌راند.

در این سیاق، «جذب یزدان» – جاذبه و کشش الهی که در سراسر عالم جاری است – نیروی اصلی و گویندهٔ حقیقی است. «اثرها و سبب» که در زبان معمول ما همان علت و معلول‌اند، ابزار و بستر این سخن گفتن‌اند. اما مولانا در اینجا نیز از دیدگاه رایج فراتر می‌رود. او به هیچ وجه قائل به علیت ذاتی و مستقل برای اسباب نیست. علت‌ها و معلول‌هایی که ما در طبیعت می‌بینیم، در نظر او، نه عوامل مستقل، بلکه «سنت» یا «عادت» الهی‌اند. این سنت‌ها، پوششی بر فعل مستقیم خداوند هستند؛ خدا این‌گونه «عادت» کرده است که جهان را بگرداند. آب آتش را خاموش می‌کند، سنگ به زمین بازمی‌گردد، دارو بیماری را شفا می‌دهد؛ اما این‌ها همه عادات جاری‌اند. خداوند «گاهی قدرت خارق سنت شود»؛ یعنی می‌تواند در هر لحظه‌ای این عادات را درهم بشکند و خلاف آنها عمل کند. می‌توانست آب، آتش‌افروز باشد و سنگ به آسمان پر کشد.

بنابراین، اسباب و مسببات، «روپوش» و پرده‌ای بر روی ارادهٔ مستقیم الهی‌اند. مولانا در جای دیگر می‌گوید: «نه که تأثیر از قدر مأمور نیست / لیک تأثیرش از او معقول نیست». یعنی این مقدرات که در جامهٔ علل و معلول‌ها ظاهر می‌شوند، تأثیر دارند، اما اگر گمان کنیم تأثیر از خود آنهاست، این عقلی نیست و سخنی نامعقول است. این‌ها تنها مجاری و معبرهای ارادهٔ حق‌اند.

این درک عمیق از ماهیت علیت و گفتار الهی، بی‌شک برای «عقل مقلد» و ذهنی که به ظواهر اسباب خو گرفته، دشوار و حتی غیرقابل پذیرش است. مولانا خود این نکته را می‌فهمد و با طنزی ظریف می‌گوید: «گر بپرسد عقل چون باشد مرام / گو چنان که تو ندانی والسلام». به این معنا که اگر عقل مقلد در پی فهم این اسرار برآید، پاسخ این است که عقل او از درک این مرام عاجز است. این نکته‌ای است که نشان می‌دهد مولانا حقیقتی را عرضه می‌کند که فراتر از درک معمول و سطحی است و نیازمند بصیرتی ژرف‌تر است.

نکات کلیدی

  • گفتار خداوند در آفرینش او نهفته است؛ کلام او لزوماً از حروف و اصوات نیست.
  • علت و معلول در جهان، صرفاً «سنت» و «عادت» الهی‌اند، نه عوامل مستقل و دارای علیت ذاتی.
  • «جذب یزدان» (جاذبهٔ الهی) نیروی محرکهٔ اصلی در پس همهٔ پدیده‌ها و کنش‌های عالم است.
  • خداوند می‌تواند در هر لحظه‌ای این عادات و قواعد ظاهری جهان را درهم شکند و خلاف آن عمل کند.
  • درک این حقایق عمیق فراتر از توان «عقل مقلد» و فهم سطحی امور است.

Sources: d6-s22 · 01:52:37 d6-s22 · 01:56:50

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.