قرائت دفتر ۶ بخش ۳۷ - در بیان آنک مصطفی علیه‌السلام شنید کی عیسی علیه‌السلام بر روی آب رفت فرمود لو ازداد یقینه لمشی علی الهواء بیت ۱۱۹۲

M6:1192 — گشت چونی‌بخش اندر لامکان / گرد خوانش جمله چونها چون سگان

گشت چونی‌بخش اندر لامکانگرد خوانش جمله چونها چون سگان
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:1192

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن وجود که در عالم بی‌مکان، چونی‌بخش و صورت‌دهنده شد؛ تمام «چون‌ها» و صورت‌ها چون سگان بر گرد سفرهٔ او حلقه زدند. معنا: این بیت توصیف می‌کند که چگونه وجودی که از قید «چگونگی» و صورت رها شده و به عالم بی‌مکانی و بی‌صورتی رسیده، خود سرچشمهٔ صورت‌ها و کیفیات می‌شود و آن‌ها را در تسخیر خویش دارد.

شرح

این بیت در ادامهٔ قصهٔ هلال و تحول باطنی او پس از مصاحبت با پیامبر آمده است. مولانا، زبان از هلال گرفته و اوج یک تجربهٔ عرفانی را به تصویر می‌کشد: رهایی از «چونی» و رسیدن به «بی‌چونی». «چون» در اینجا به معنای صورت، کیفیت، محدودیت و هرگونه قید و کرانگی است؛ یعنی آنکه از خواب غفلت بیدار شده، از قید هر آنچه به او «چگونگی» و «صورت» می‌بخشد، می‌رهد. این رهایی به عالم «بی‌چونی» می‌انجامد که مولانا آن را «حیاتستان بی‌چونی» می‌خواند؛ یعنی منطقه‌ای سراسر زندگی و جاودانگی و بی‌کرانگی، که دیگر هیچ مماتی در آن راه ندارد. وجودی که به این مقام می‌رسد، از یک ظرف محدود و متناهی به یک بی‌نهایت مطلق بدل می‌شود؛ دیگر هیچ صورتی او را در بر نمی‌گیرد، هیچ قیدی او را نمی‌بندد. پس از این رهایی، همین وجود، خود به «چونی‌بخش» تبدیل می‌شود. یعنی آنکه بی‌چون شده، سرچشمهٔ پیدایش و اعطای «چون‌ها» به دیگران می‌گردد. در این تصویر پرقدرت مولانا، تمام «چون‌ها» (صورت‌ها، کیفیت‌ها، قیدها و مظاهر وجودی) چون سگانی بر گرد خوان و سفرهٔ این وجود بی‌چون حلقه می‌زنند و از او استخوان — یعنی وجود و تعریف — دریافت می‌کنند. این یک معنای عمیق فلسفی و عرفانی دارد: کسی که به مقام وحدت می‌رسد و در بی‌صورتی غرق می‌شود، خود مرکز صدور کثرات و صورت‌ها می‌شود. او از خودیِ محدود خویش گذشته و به مقامی رسیده که بی‌نهایتی را در خود جای داده و از آن بی‌نهایتی به عالم صورت‌ها حیات می‌بخشد. این سیر از متناهی به نامتناهی، و سپس بازگشت به عالم صورت‌ها به عنوان منشأ و بخشنده، یکی از زیباترین و دقیق‌ترین بیان‌های مولانا از تجلی حق در خلق است.

نکات کلیدی

  • رهایی از قید «چگونگی» و صورت‌ها، گام بنیادین به سوی بی‌نهایتی است.
  • وصول به «بی‌چونی» یعنی عبور از محدودیت‌های زمانی و مکانی و رسیدن به جاودانگی.
  • کسی که از قید «چون» می‌رهد و به بی‌چونی می‌رسد، خود به سرچشمه‌ای برای پیدایش و تزیین «چون‌ها» تبدیل می‌شود.
  • مولانا، «بی‌چونی» را نه عدم، بلکه «حیاتستان» و سرچشمهٔ حیات مطلق می‌داند.
  • این بیت نمایانگر اوج عرفانی است که در آن وجود فانی، به بقا می‌رسد و محدود، بی‌کران می‌گردد و سپس نقش خالقیت ثانوی را ایفا می‌کند.

Sources: d6-s24 · 00:58:07

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.