قرائت دفتر ۶ بخش ۴۷ - بار دیگر رجوع کردن به قصهٔ صوفی و قاضی بیت ۱۵۴۷

M6:1547 — گرد خشم و کینهٔ مرده مگرد / هین مکن با نقش گرمابه نبرد

گرد خشم و کینهٔ مرده مگردهین مکن با نقش گرمابه نبرد
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:1547

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: دور خشم و کینهٔ کسی که (از نظر معنوی) مرده است، نگرد؛ هشدار که با صورت نقاشی‌شدهٔ حمام به نبرد مپرداز. معنا: این بیت هشدار می‌دهد که با کسانی که از نظر معنوی مرده‌اند و حیاتی درونی ندارند، نباید درگیر خشم و کینه شد؛ درگیر شدن با آن‌ها مانند جنگیدن با یک نقاشی بی‌جان است.

شرح

مولانا در این بیت به نکته‌ای عمیق و کاربردی اشاره می‌کند که ریشه در تمثیل قاضی و بیمار دارد — بیماری که قاضی او را «مرده‌تر از مرده» خواند. پس از آنکه قاضی، آن مدعی را از جنگیدن و دادخواهی با «مرده» برحذر داشت، می‌گوید که این شخص، یعنی کسی که از حیات معنوی بی‌بهره است، به سان نقشی بر دیوار حمام است. من بارها گفته‌ام که مولانا را باید در مقام یک روان‌شناس و حکیم اجتماعی نیز نگریست. او در اینجا به ما می‌آموزد که در این عالم، برخی افراد از نظر روحی و معنوی به درجه‌ای از جمود و بی‌خبری رسیده‌اند که دیگر نمی‌توان آن‌ها را «زنده» به معنای حقیقی کلمه دانست. درگیر شدن با خشم و کینهٔ چنین افرادی، عین حماقت است و ثمری ندارد. تمثیل «نقش گرمابه» بسیار گویاست. در گذشته، در رختکن‌های حمام‌های عمومی، دیوارهای نگارین با تصاویری از شیاطین، حیوانات وحشی، یا حتی گل و نسرین آراسته می‌شد. ماجرای شیطان و سعدی را به یاد بیاورید؛ سعدی در خواب، ابلیس را زیبا می‌بیند، اما می‌پرسد که چرا در ایوان شاه او را زشت و دژم‌رو می‌کشند؟ و شیطان پاسخ می‌دهد که «قلم در کف دشمن است.» همین جاست که مولانا به این نقش‌ها اشاره می‌کند. این نقوش، هرچند که ممکن است ترسناک یا زیبا به نظر برسند، اما جان ندارند، حرکت نمی‌کنند و هیچ فعلی از خودشان نیست. جنگیدن با این نقوش، نه تنها نتیجه‌ای ندارد، بلکه وقت و انرژی انسان را به هدر می‌دهد. خشم و کینهٔ کسی که از حیات معنوی بریده و به «مرده» تبدیل شده، اثری حقیقی ندارد؛ همچون باد در خلاء است. این بیت در واقع ادامهٔ حکمت قاضی است که پیش‌تر پرسید: «گر ز گوری خشت بر تو اوفتاد / عاقلان از گور کی خواهند داد؟» آیا کسی از گور دادخواهی می‌کند؟ آیا می‌توان با خشت افتاده از گور جنگید؟ پاسخ روشن است: نه. بنابراین، با آنکه مرده است و در دودمانش گورها آمده است، درگیر نشوید. درس مولانا این است: انرژی خود را در نبرد با امور بی‌جان و بی‌اثر هدر ندهید. به دنبال ریشه‌ها و سرچشمه‌های حقیقی حیات باشید. این نهی از درگیر شدن با «مرده»، خود مقدمه‌ای است برای بیت بعدی که به «زنده» اشاره می‌کند و هشدار می‌دهد که خشم «زنده» (یعنی ولی خدا) خشم حق است. تفاوت عمیق این دو را باید به دقت نگریست و درک کرد.

نکات کلیدی

  • با کسانی که از نظر معنوی "مرده"اند و فاقد حیات درونی‌اند، درگیر نشوید.
  • جنگیدن با خشم و کینهٔ انسان‌های از نظر روحی بی‌اثر، مانند نبرد با یک نقاشی بی‌جان است.
  • از هدر دادن انرژی خود بر سر امور بی‌حاصل و بی‌جان پرهیز کنید.
  • این بیت تاکید می‌کند که برخی از افراد در مقام "مرده" قرار دارند و واکنش‌هایشان مانند یک تصویر است که نمی‌تواند آسیب برساند یا منفعتی برساند.
  • درک این بیت، مقدمه‌ای برای شناخت تفاوت میان "خشم مرده" و "خشم زنده" است که مولانا در بیت بعد به آن می‌پردازد.

Sources: d6-s33 · 46:15:80 d6-s33 · 53:19:20 d6-s33 · 42:38:90

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.